سریال واکینگ دد

آخرین خبر

تاریخ پخش قسمت بعدی ترس از مردگان متحرک

ثانیه                دقیقه                ساعت                 روز

2018 09 17 5 30 00

نام قسمت بعدی

MM54

به جایی باز میگردیم که مدیسون و استرند، در محاصره واکرها هستند. جایی که برای خلاصی از این گرفتاری ، چاره ای جز استتار به روش نیک وجود ندارد. کاری که اگر خود ما هم در آخرالزمان بودیم ، هر روز و هر شب انجام میدادیم تا زندگی کم خطرتری داشته باشیم. گرچه رژه محتاطانه مدیسون و ویکتور با سر و پای خونین به ابهت هیچ کدام از سکانس های ریک گرایمز نبود _ فصل اول قسمت دوم و فصل ششم قسمت هشتم و نهم _ اما برای آخرالزمان ملایم فیری ها ، اتفاق بزرگی محسوب میشد.

گرچه این رژه ، به ابهتی که ما انتظارش را داریم نبود ، اما حداقل به قدری کار راه بنداز بود که مدیسون را در زمان و مکان مناسب ، به جایی برساند که بتواند دخترش را نجات دهد.  اما هنوز نمیدانیم که چه بر سر ماشین ویکتور آمد. آیا بازماندگان عروسی آن را برداشته اند و به جایی دیگر منتقل کرده اند یا گروهی دیگر بر حسب اتفاق خودرو را پیدا کرده اند و با خود برده اند؟ و یا اینکه گم شدن ماشین ارتباط مستقیمی با ناپدید شدن اوفلیا دارد؟

 

در هتل ، حالا مدیسون و ویکتور با سایر ساکنین هتل رو به رو شده اند اما آن طرف تر ، نیک ، هنوز در کلونی است و سعی دارد تا گندی که به واسطه دزدی یک کیک شکلاتی به بار آورده را درست کند.

اما ، مسئله نیک تنها مسئله کلونی نیست. به جز این قضیه و بازمانده های پیشکشی های دیوار ، کلونی پر است از افراد بیماری که هر کدام به نوبه خود یک بمب ساعتی تلقی میشوند. اما مهم این است که فعلا ، نیک حقه ای “شبه بریکینگ بدی” دست و پا کرده که زمان بیشتری برای کلونی بخرد و بعید است که به این زودی ها ، مشتریانش را ناراضی کند.

 

در هتل اما، علاوه بر مشکل پاکسازی و کنار آمدن با همسایگان جدید ، مشکل ناپدید شدن اوفلیا هم همچنان در صدر جدول قرار دارد.  اما با این حال ، باید سقفی بالای سرشان باشد تا بتوانند فکرشان را متمرکز کنند. برای همین هم اول به سراغ همسایگان جدید میروند و با آنها کنار می آیند.

 

در کلونی ، بلاخره داروساز ، داستان جای گازگرفتگی را برای نیک تعریف میکند ، فکر میکنم همان طور که این داستان برای ما عجیب و غیرقابل باور بود ، برای نیک هم بود و داروساز نتوانست با این داستان او را متقاعد کند.  اما به خاطر خبری که از مرگ برادر لوسیانا به آنها رسید ، انگار که نیک صلاح دید تا این بحث را بیشتر باز نکند و بیشتر پرس و جو نکند که این هوش نیک را میرساند . همینطور نشان میدهد که او به اندازه آلیشیا باهوش است.

آلیشیا ، خیلی زود نقشه ای سریع تر و مطمئن تر برای پاکسازی هتل میکشد. گرچه کمی پر ریسک است ، اما کار چندین روز را که معلوم نبود چه اتفاقاتی میتوانست بیفتد و کار را مختل کند یا اوضاع را از کنترل خارج کند ، در یک روز انجام دهد.  نقشه ای که گرچه با هوش و درایت آلیشیا شروع شد ، اما با شجاعت مدیسون که مثل رهبر یک مراسم آئینی، واکر ها را هدایت میکرد و به سوی خود فرامیخواند، و کمی بدقلقی دریا ، با موفقیت خاتمه یافت.

 

 

درباره ی نویسنده : mozhdeh_6829

I'm Gonna Kill You! Not Today! Not Tomorrow! BUT I'M GONNA KILL YOU

  • درج دیدگاه
  • دیدگاه

[popuppress id="19960"]