سریال واکینگ دد

آخرین خبر

تاریخ پخش قسمت بعدی ترس از مردگان متحرک

ثانیه                دقیقه                ساعت                 روز

2018 04 23 5 30 00

نام قسمت بعدی

Another Day In The Diamond

دوستان درود.

هنوز معماهای دیگری حل نشده باقی مانده ، اما ما در این قسمت ، از سرنوشت و عاقبت کسانی میبینیم که میدانستیم بهترین روز زندگیشان تبدیل به عزا شده. الینا، مسئول هتل ، گرچه کاری کرد که از دید ما ، شاید به قدری خشن و خودخواهانه بود. اما بیایید صادق باشیم. شاید اگر ما هم بودیم ؛ در مواجهه با چنین شرایطی نه تنها فرار میکردیم ، بلکه سعی میکردیم تا خطر پشت سرمان نگه داریم تا در تعقیبمان نباشد.

 

از طرفی دیگر ، تراویس و کریس هنوز در راه هستند و برخلاف آنچه خودم تصور میکردم ، آنها سراغ ابیگل نرفته اند و هنوز در خشکی به سر میبرند.  چه کسی باور میکرد که کریس فصل قبل که از خشونت پلیس فیلم میگرفت و مظلومانه و تا حدی با دست و پا چلفتی گری ، نسبت به پدرش ابراز نارضایتی میکرد ، حالا به این روز بیفتد و اینطور شخصیتش تغییر کند؟ شاید اینکه او در سن ویژه ای با این شرایط رو به رو شده ، به خشن شدن و قصی القلبی اش کمک کرده.  تراویس که سعی دارد تا پا به پای کریس بیاید و او را راضی نگه دارد تا دیگر فکر فرار از دست او به سرش نزند، در گوشه ذهنش هنوز به فکر مدیسون و فرزندان او هم هست اما شاید بشود گفت که از ترس کریس ، چیزی به زبان نمی آورد. گرچه در کمپ با رفیقانشان، کریس خودش متوجه این همه اصرار تراویس بر ماندن در همان منطقه میشود و میفهمد که دلیل اصلی مخالفت همسفر شدن با برندن و دوستانش ، اعتماد نداشتن تراویس به آنها نیست. او میخواهد بماند تا در سر فرصت به دنبال مدیسون و بچه ها بگردد.

کریس نه تنها خشن شده ، که البته لازمه این دنیا هم هست، بلکه دیگر عبایی از دزدی و دروغ گفتن به پدرش هم ندارد. البته باید متذکر شد که خشونت کریس با خشم و انفجار همراه نیست . کریس از درون سرد شده.

گرچه این خشونتش کارش را با واکرها آسان کرده و از شانس خوبش ، ۳ رفیق توی مغازه را مدیونش میکند.

 

آن طرف تر ، در هتل، در حالیکه اوفلیا همچنان گم شده و همگی از حال ویکتور و مدیسون بی خبر هستیم. آلیشیا اما، شجاعانه با واکرها رو به رو میشود و با همکاری الینا سعی دارد تا خودش را به لابی هتل برساند.  آلیشیا ، روحیه ای جدا از بقیه دارد. به شخصه او را تحسین میکنم و برایش احترام قائلم. الیشیا روحیه ای سلحشورانه و رابین هودی دارد. فرقی نمیکند چه کسی! کریس، مدیسون، تراویس، جک، نیک، اوفلیا یا حتی الینایی که تنها چند دقیقه است او را دیده! او حاضر است از هرکسی ، از هر انسانی حفاظت کند. و سر حرفش هم میماند. برخلاف مدیسون که جز خودش و خانواده اش کسی را نمیبیند، و نیک که کلا خودش را از دنیا جدا کرده و تا ضروری نباشد سعی ندارد با انسان ها معاشرت کند ، آلیشیا برای زندگی و زنده ها ارزش قائل است. نه از نوع تفکرات آزار دهنده مورگان واکینگ دد ! منطق آلیشیا بسیار قابل احترام و دلگرم کننده است. محترم تر این است که او سر حرفش میماند. او کسیست که به قول هایش عمل میکند.

 

 

همان موقعی که آلیشیا ، به همراه الینا و هکتور ، مادرش و ویکتور را پیدا میکند و بلاخره به جایی نسبتا امن میرسد ، کریس ، با خونسردی تمام صاحب بخت برگشته مزرعه را میکشد و نه تنها دوستان پدرش را شوکه میکند بلکه تیرخلاص را به اندک امید پدرش برای حفظ و نجات پسرش میزند.

باید دید که تراویس ، میتواند کریس را از این جنونی که در آن گرفتار شده بیرون بکشد یا به این وضع دیوانه وار تن در میدهد و خودش هم غرق در این جنون میشود؟!

درباره ی نویسنده : mozhdeh_6829

I'm Gonna Kill You! Not Today! Not Tomorrow! BUT I'M GONNA KILL YOU

  • درج دیدگاه
  • دیدگاه

شما باید وارد سایت شوید تا میتوانید دیدگاه دهید.

[popuppress id="19960"]