سریال واکینگ دد

آخرین خبر

تاریخ پخش قسمت بعدی ترس از مردگان متحرک

ثانیه                دقیقه                ساعت                 روز

2018 08 20 5 30 00

نام قسمت بعدی

Close Your Eyes

متن این قسمت رو با عذرخواهی از کسایی که منتظر نقد قسمت دوم بودن شروع میکنم. متاسفانه هفته ی گذشته هفته ی پرمشغله ای برای من بود و اصلا وقت نشد که نقد رو بنویسم.

 

امیدوارم به بزرگی خودتون پوزش من رو بپذیرین…

 

الان که دارم این متن رو می نویسم واقعا حسابی تو شوک هستم. آخرین باری که سر مرگ یه شخصیت توی این سریال همین حس و حال رو داشتم برای تراویس بود.

 

اما نیک؟ آخه چطور ممکنه؟

 

بهتره از همون اول نقد رو شروع کنیم و پیش بریم.

 

حرص دادن مخاطب :

 

این قسمت چیزی شبیه به قسمت اول فصل ششم TWD بود که به صورت پرش از زمان حال حاضر به فلش بک و برعکس ساخته شده بود.

 

از نظر من این ایده کاملا جالب بود که توی این قسمت به کار رفت. در واقع اولش این اتفاق به صورت معمولی شروع شد ، ولی هرچی داستان این قسمت جلوتر رفت توی هر دو بازه ی زمانی اتفاقاتی رخ داد که میخواستیم از تهشون باخبر بشیم. ولی پرش های زمانی مداوم به صورت جدی مخاطب رو حرص می داد و توی خماری فهمیدن ادامه ی اون بخش یا بازه ی زمانی قرارشون می داد.

 

 

مثلا تا میخواستیم از ادامه ی جریان زمان حال باخبر بشیم ، سریال فورا به فلش بک می رفت و دقیقا این اتفاق برعکسش هم رخ می داد.

 

حرص دادن مخاطب یکی از ویژگی های یه فیلم یا سریال خوبه که به خوبی در این قسمت اجرا شد و داستان اصلا شامل یکنواختی نبود.

 

دیالوگ ها :

 

همونطور که توی نقد قسمت اول گفتم که اون قسمت دیالوگ های اضافی نداشت ، این قسمت هم تقریبا همینطور بود و خالی از دیالوگ های اضافی و وقت تلف کن بود که فقط بخواد داستان سریال رو کش بده.

 

و کل قسمت با هدف جلو رفت و اون هدف مرگ شوکه آور نیک بود.

 

تمرکز روی شخصیت ها قبل از مرگ :

 

این قسمت بیشتر روی شخصیت نیک تمرکز داشت که خب دلیلش برای همه ی ما مشخصه و دیگه فهمیدیم که وقتی یه شخصیتی توی دنیای مردگان متحرک میخواد بمیره ، توی قسمتی که قراره بمیره یا حتی چندین قسمت قبل از اون ، داستان حسابی روش تمرکز میکنه.

 

و توی این قسمت این اتفاق برای نیک رخ داد و ثمره ش هم مرگش شد.

 

التیا ، همچنان باهوش و زیرک :

 

اگه نقد قسمت اول رو یادتون باشه یا خونده باشین ، اونجا گفتم که التیا شخصیت زیرک و باهوشی داره و خوشبختانه تو این قسمت منو سربلند کرد.

 

همه دیدیم که چطوری توی اون وضعیت و با دست های بسته تونست نیک رو گروگان بگیره. به جرات میتونم بگم که التیا توانایی اینو داره که تا اواخر این سریال زنده بمونه.

 

در نگاه اول اون فقط دنبال داستان بقیه ست و همونطور که دیدیم به محض برگشتن پیش ماشینش فورا سراغ نوارهای ضبط شده ش رفت و دید که همه شون سر جاشون هستن و همانطور که در نقد قسمت اول گفتم التیا یه علاقه ی خاصی به ماشینش داره و این قسمت هم شاهد بودیم که حاضر نبود دست از ماشینش بکشه.

 

 

شاید نظر بعضی ها این باشه که التیا با گروه لاشخورها همکاری داره. توی نقد قسمت اول گفتم که امکان داره التیا جزو گروه خاصی باشه و از آدم های مختلف فیلم میگیره و در اختیار گروهش قرار میده. اما اینکه بگیم التیا جزو گروه لاشخورهاست کاملا دور از ذهن به نظر میرسه.

 

اگه عضو لاشخورها بود دیگه چه لزومی داشت دنبال داستان آلیشا و استرند و باقی گروه باشه؟ مگه نه اینکه اونا از قبل با لاشخورها برخورد داشتن؟

 

به نظر من التیا آدم بدی نیست و درسته که همچنان آدم مرموزی به نظر میرسه و چیز زیادی ازش نمیدونیم ، ولی از سر و روش میباره که میشه جزو گود گایزها حسابش کرد.

 

باید ببینیم توی قسمت های بعدی مشخص میشه که داستان این فیلم گرفتن و این قضایا چیه یا نه…

 

جان ، به وفاداری خود ادامه می دهد :

 

دوباره برمیگردیم به نقد قسمت اول که اونجا گفتم جان برای دوستاش آدم وفاداریه و خوشبختانه مثل التیا ، جان هم منو سربلند کرد.

 

 

وقتی گروه برگشت که ماشین التیا رو در بیاره ، جان تنها کسی بود که نگران مورگان بود. التیا گفت بی خیال بشیم ولی جان گفت که یه نفری میره دنبال مورگان.

 

خصوصیت اصلی جان وفاداریه اونه…

 

مورگان ، درگیر ماجرایی تازه :

 

مورگان از ریک و بقیه جدا شد که تنها باشه و بتونه خودش رو پیدا کنه. ولی الان دوباره با ماجرایی تازه و مشابه با اتفاقات TWD رو به رو شده. اینکه باید به گروهی از افراد کمک کنه که برابر آدم بدها پیروز بشن.

 

انگار بخت با مورگان یار نیست که بتونه به قولش عمل کنه و آدم نکشه. یادمه توی یکی از اخبار فصل چهارم گفته بودن که مورگان سعی میکنه شخصیت های Fear رو تغییر بده ولی اونا هستن که مورگان رو تغییر میدن.

 

 

مورگان سعی کرد نیک رو راهنمایی کنه و بهش بگه که هیچوقت برای نکشتن دیر نیست ، ولی نیک انقدری زنده نموند که ببینیم به توصیه ی مورگان گوش میده یا نه.

 

مطمئنا مورگان چه بخواد چه نخواد قاطی این قضیه شده و قطعا تلاشش رو میکنه که بقیه رو از جنگ و کشتن منصرف کنه ، ولی حالا باید ببینیم که توی اینکار موفق میشه یا نه و آیا دوباره به وضع دیوانه وار خودش برمیگرده؟

 

نیک ، خشمگین تر از همیشه…مدیسون ، سرنوشتی نامعلوم :

 

ما هنوز به طور کامل از قضیه ی فلش بکی که توی قسمت دوم و سوم شاهدش بودیم باخبر نیستیم و نمیدونیم این خشم نیک نسبت به لاشخورها و علی الخصوص اون فردی که با مدیسون ملاقاتش کردن و بعدا توی زمان حاضر نیک کشتش از کجا میاد.

 

شاید در ابتدا و با توجه به رفتار نیک تصور کردیم که اتفاقی برای مدیسون افتاده و نیک برای همین خیلی خشمگینه. نبود مدیسون در بخش های زمان حال به این گمانه زنی ها دامن میزد و حتی بعد از پایان قسمت سوم هم نفهمیدیم چه اتفاقی برای مدیسون افتاده که همراه گروه نیست.

 

اما اگه دقیق بخوایم به رفتار نیک و بقیه دقت کنیم اونا آنچنان سرشکسته به نظر نمیرسیدن ، جوری که مثلا مدیسون رو از دست داده باشن.

 

 

حدس من اینه که مدیسون در حال حاضر گروگان لاشخورهاست. البته شاید…شاید هم مدیسون توی ورزشگاه داره کارشو میکنه و آلیشا ، نیک ، استرند و لوسیانا در حال انجام ماموریتی بر ضد لاشخورها هستن و خشم نیک هم نسبت به اون فرد به خاطر موضوع دیگه ای باشه که فعلا ما ازش بی خبریم.

 

اما میرسیم به مرگ دراماتیک نیک. مرگش توسط دختر بچه ای رخ داد که قبل از ورود لاشخورها به ظاهر باهاش دوست شده بود. دختری که بازیچه ی دست لاشخورها شده و ازش برای اهدافشون استفاده میکنن.

 

شاید اگه نیک به حرف های مورگان گوش می داد و دست از سر اون لاشخور برمی داشت و اونو نمی کشت این اتفاق براش نمی افتاد. چون اگه اون مرد نمیمرد اون دختر هم دلیلی نداشت به نیک شلیک کنه. همونطور که توی فلش بک دیدیم ، اون مرد گفت که مسئول مراقبت از اون دختر بوده و اون دختر بچه هم در واقع شاید عزیزترین فرد حال حاضر زندگیشو توسط نیک از دست داده بوده.

 

 

نیک تاوان خشمشو با زندگیش پس داد. فقط کافی بود که به حرف مورگان گوش بده. اون لاشخور کارش که از نگان بدتر نبوده. با اینحال ریک ، نگان رو بخشید.

 

نیک یکی از شخصیت های دوست داشتنی سریال بود که حتی خیلی ها اونو شخصیتی میدونستن که میتونست تا آخر زنده بمونه ولی باز هم این سریال ما رو تو شوک فرو برد.

 

مرگ تراویس ، تروی ، جیک و احتمالا دنیل تو فصل سوم به ما نشون داده که این سریال از کشتن شخصیت های دوست داشتنی و اصلی خودش ترسی نداره. حتی اگه اون شخصیت بخواد نیک باشه. نیکی که شاید خیلی ها سریال رو به خاطر اون دنبال میکردن.

 

اما آیا این تصمیم سازنده ها برای مرگ نیک دلیل خاصی داره؟ آیا از این تصمیم قراره پشیمون بشن؟

 

اسپویل از فصل نهم و کمیک TWD و احتمالا فصل چهارم Fear :

 

یکی از نظریه هایی که خیلی وقته بین هوادارها داره دهن به دهن میشه و ما هم خیلی توی سایت و کانال تلگرام بهش پرداختیم اینه که قراره شخصیت های Fear توی فصل نهم TWD در قالب نجوا کننده ها یا گروهی که مقابل ریک قرار میگیرن حضور داشته باشن.

 

حالا با مرگ نیک ما یه قدم دیگه به اجرا شدن این فرضیه نزدیک میشیم.

 

برای کسایی که نمیدونن بگم که نجوا کننده ها گروهی توی کمیک TWD هستن که پوست و گوشت و خون واکرها رو به خودشون میزنن و بین اونا راه میرن و مخفی میشن.

 

رهبر این گروه زنیه با لقب آلفا و این زن دختری به اسم لیدیا داره. شاید خیلی ها انتظار دارن آلفا ، مدیسون و لیدیا ، آلیشای Fear باشن. این انتظار اصلا دور از ذهن به نظر نمیرسه.

 

حالا با مرگ نیک ، مدیسون فقط یه دختر براش مونده ، دقیقا شبیه به آلفای کمیک. و حالا شاید به احترام مرگ نیک ، گروه به کار همیشگی نیک روی بیاره ، یعنی پوشوندن خودشون با گوشت و خون و پوست واکرها. کاری که نیک قبلا بارها اونو انجام داده. و اینطوری اونا تبدیل به نجوا کننده ها میشن.

 

البته باز هم میگم که این یه نظریه ست که روز به روز داره شکل واقعی تری به خودش میگیره. سازنده های Fear چه دلیلی دارن که یکی از محبوب ترین شخصیت های سریال (نیک) رو بکشن؟ غیر از اینه که اونا هدف والاتری رو دنبال میکنن و اون تبدیل گروه Fear به نجوا کننده هاست؟

 

شخصا خیلی گیج شدم و حسابی منتظرم ببینم این نظریه واقعا رخ میده یا نه.

 

پایان اسپویل

 

 

اما اگه هدف سازنده ها این نباشه که این شخصیت ها رو به نجوا کننده ها تبدیل کنن ، پس مرگ نیک برای سریال و حفظ بیننده هاش ریسک محسوب نمیشه؟

 

در جواب این سوال باید گفت که چرا. ریسک بزرگیه. نیک یکی از عناصر اصلی داستان سریال بوده و خیلی ها شخصیت مورد علاقه شون توی این سریال نیک بوده و حالا با مرگش ممکنه بیننده های سریال ریزش داشته باشن.

 

مگه اینکه داستان توی قسمت های بعدی انقدر کشش داشته باشه که مرگ و نبود نیک اصلا به چشم نیاد.

 

اما درباره ی مدیسون بگم که یک درصد هم اطمینان نمیدم که مرده باشه. سریال با مرگ نیک و مدیسون میخواد رو پاشنه آشیل کی بگرده؟ حالا که نیک دیگه نیست قطعا مدیسون پاشنه آشیل اصلی سریاله. آلیشا که از همون اول سریال نشون داده شخصیتی نیست که بخواد بار سریال رو به دوش بکشه.

 

پس قطعا اطمینان میدم که مدیسون زنده س و باید ببینیم بعد از شنیدن مرگ نیک واکنشش چیه.

 

کدام شخصیت ها زنده میمانند؟

 

واقعا نمیشه حدس بزنیم و بگیم که کی توی این سریال میخواد زنده بمونه و کی میخواد بمیره. نیک؟ کی فکرشو میکرد؟ حتی بدبین ترین هوادار سریال هم فکر نمیکرد نیک به این زودی ها از سریال حذف بشه.

 

حتی صحنه ای که آلیشا سعی داشت طناب رو به ماشین التیا وصل کنه و با واکرها می جنگید ، واقعا شخصا توی دلم استرس داشتم و حس میکردم هر لحظه ممکنه گازش بگیرن.

 

 

حتی به شخصه به مرگ مورگان هم شک دارم و احساس میکنم هر لحظه ممکنه بمیره. دقیقا برخلاف TWD که تقریبا مطمئن بودیم مورگان آدمی نیست که بخواد اونجا بمیره.

 

البته اون صحنه ای که دوتا واکر روی نیک افتادن یه جورایی همه مون میدونستیم مورگان قراره بیاد و به دادش برسه که خب حدس مون درست بود.

 

این سریال از نظر مرگ شخصیت ها عالی و شوکه کننده عمل میکنه و هر لحظه به بیننده ها استرس وارد میکنه که مبادا فلان شخصیت کشته بشه.

 

پایان عالی :

 

مثل قسمت های قبلی فصل چهارم ، این قسمت هم جای حساس و سر بزنگاه تموم شد و دوباره ما رو توی خماری ادامه ی ماجرا قرار داد که این مورد هم از نکات خوب این قسمت محسوب میشه. داستان این فصل کاملا کشش داره و مخاطب رو داره به دنبال خودش میکشه.

 

سخن آخر :

 

شاید در ابتدا دنیای سریال مردگان متحرک فقط تقابل بین انسان ها و واکرها باشه و خیلی ها بگن سریال باید روی اون تمرکز کنه. البته این مورد توی TWD کاملا به سمت تقابل بین انسان ها پیش رفته ، ولی قضیه ی Fear یه مقدار متفاوته.

 

Fear همیشه سعی میکنه که بین نبرد انسان ها باهمدیگه و نبرد انسان ها با واکرها تعادل برقرار کنه و تا الان هم توی این زمینه موفق بوده. این قسمت هم کاملا اینطوری بود.

 

 

جدا از این قضیه ، حرف حسابم اینه که این دوتا سریال علاوه بر واکرها ، دارن روی ویژگی هایی که انسان رو میسازه هم تمرکز میکنه.

 

همونطور که توی فصل هشتم دیدیم ریک از کشتن نگان صرف نظر کرد و گذشت رو به ماها نشون داد. توی این قسمت Fear اگه نیک به حرف مورگان گوش می داد کشته نمی شد و ما دیدیم که نتیجه ی انتقام گرفتن و نبخشیدن همیشه اتفاق خوبی در پی نداره. گاهی اوقات باید گذشت داشته باشیم.

 

این دوتا سریال با تمام چیزهایی که به دوش میکشن ، کاملا تونستن به ما درس هایی بدن…درس هایی از زندگی…

درباره ی نویسنده : Dean Winchester

Saving people , Hunting things , The family business

  • درج دیدگاه
  • دیدگاه

[popuppress id="19960"]