سریال واکینگ دد

آخرین خبر

تاریخ پخش قسمت بعدی ترس از مردگان متحرک

ثانیه                دقیقه                ساعت                 روز

2018 06 04 5 30 00

نام قسمت بعدی

The Wrong Side Of Where

دوستان به خونبارترین اپیزود TWD خوش آمدید!

**این مطلب حاوی ۱۰۰% اسپویل از اپیزود ۸۰۲ دنیای مردگان متحرک است**

.

.

.

.

اونهایی که از سریال فقط خونریزی و کشتار می خوان فک می کنم اسپلش این اپیزود ارضاء شون کرده باشه. جنگ وارد کثیف ترین فاز خودش شده و اون روی خشن خودش رو به وضوح به رُخ بیننده ها می کشه. جنگ های پارتیزانی گرایمزها حالا به مصاف های رو در رو و بعضا تن به تن مبدل شده، در واقع با فرار یکی از مزدورهای ناجی ها، گروه ما عنصر غافلگیری رو به کلی از دست میده و قدرت آتش خودش رو به رخ حریف میکشه.

سخنرانی با شکوه ریک در اپیزود قبل، تعمدا در ابتدای این اپیزود تکرار میشه و اینکه هر چی که بشه ما پیروزیم، همیشه ما پیروزیم! گراهای دوایت همگی درست از آب در میان و کمپ های سوق الجیشی ناجی ها یا سقوط میکنن یا تسلیم میشن به جز یکی! البته که حدس من اصلا به خیانت دوایت نمیره اما شاید مثل قضیه زباله گردها و گروه “جیدیس، تو این ماجرا هم دوایت رودست خورده باشه، باید منتظر باشیم و ببینیم!

گروهی به رهبری آرون به کمپی حمله میکنن که بر اساس گفته های فرمانده ش، شاید از آخرین کمپ هایی هست که هنوز نرفته! اما کجا نرفته؟! آیا نگان و ناجی ها نقشه ای توی سر دارن و قصد غافلگیری گروه ما رو دارن؟ صحبت های میهمان ناخوانده آتلانتایی مون “مورالس”و اینکه همه چی تموم شده و به ناجی ها گفتم برگردن ما رو دچار تردید میکنه که کاسه ای زیر نیم کاسه است، هرچند که خیلی بعیده نگان بخواد اینجوری بازی کنه و جون خودش و امنیت تمام کمپ هاش رو به خطر بندازه تا مثلا ریک رو غافلگیر کنه مخصوصا وقتی نمی دونه دوایت داره برای گرایمزها جاسوسی میکنه. باید صبور باشیم. تا اینجای نقشه ی هوشمندانه ریک بسیار عالی بوده، ریک با استفاده از ارتش واکرها پناهگاه اصلی ناجی ها که مقر نگان هم هست رو محاصره کرد، اونقدر واکر اونجا هست که از مسیر معمول نشه از بین اونها گذشت و به کمک سایر کمپ ها رفت، از طرفی نگان و ناجی های پناهگاه به شدت مشغول واکرها خواهند شد، ریک و گروهش عمدا تمام استحکامات ناجی ها رو منفجر کردن یا با تیراندازی به محل های احتمالی پناه گرفتنشون برتری دید مستقیم رو از اونها گرفتن تا وقتی برای یکسره کردن کار به پناهگاه بر می گردن با مشکلات کمتری مواجه بشن. در این وضع می مونه از کار انداختن کمپ های اقماریِ ناجی ها، که اصلی ترین هاش همون کمپ ساتلایت و عمارت “شِفرد” هستن که انبارهای مهمات اصلی رو در خودشون جا دادن. کمپ ساتلایت که تسلیم شد و حالا مونده عمارت شِفرد و کمپ آخری که جمعیت کینگدام به رهبری کارول و کینگ باید به اونجا برسه و تصرفش کنه. با سقوط کمپ ساتلایت علاوه بر اسلحه ها انبار دارویی و پزشکی نگان هم سقوط کرد و به فرض فرار اونها از پناهگاه به شدت آسیب پذیرشون خواهد کرد.

مبارزه جانانه ی گروهی که آرون رهبری شون میکنه به خوبی ناجی ها رو زمین گیر کرد. در اونجا هم نقشه بسیار عالی ریک و استفاده از خودروهای زره پوش نتنها کاوری برای شلیک های بی امان ناجی های نا امید و غافلگیر ایجاد کرد بلکه مثل یک تله برای فاز دوم نقشه عمل کرد یعنی جایی که مرده های ناجی در لباس ارتش واکرها بر می خیزند و کار نا تمام گروه ما رو تمام میکنن. شاید اریک و چند نفر دیگه از الکساندریایی ها خونبهای این اتفاق بزرگ بودن. شجاعت آرون در اون نبرد واقعا قابل توجه بود.

جای مگی در این اپیزود خیلی خالی بود و گروهی که اون فرمانده ش بود حالا به رهبری عیسی پیشروی میکنن و یکی از مهمترین کمپ های ناجی ها که ما ازش خاطره خوبی نداریم تبدیل به هدف اونها میشه. (پ.ن: اون اپیزود تاثیرگزار فصل ۶ رو یادتونه، اپیزودی که کارول رو خُرد کرد و باعث این شد که از آلکساندریا فرار کنه. مبدا اون تصمیم در اتاق آتش یعنی در همین کمپ رقم خورد، اونجا که مثل یک کوره آدم سوزی ناجی ها با آتیش سیگار کارول طعم مرگ رو چشیدن.) مورگان بر می خیزد! شاید این جمله لایق اسطوره ای مثل مورگان جونز باشه وقتی بعد از سه فصل دوباره به شخصیت اصلی خودش بر میگرده اما اینبار متزلزل در نکشتن هستش نه در کشتن! اون به این باور رسیده که مرگ تنها راه و آخرین راه پایان دادن به جهنمی است که ناجی ها اون رو به وجود آوردن، اون به حرف های رهبر بزرگ گرایمز ها اعتقاد پیدا کرده که اگه ما نکشیمشون اونا ما رو می کشن. اما اعضاء تازه وارد به خانواده گرایمز ها با این قضیه حسابی مشکل دارن! برای من سواله که اگر مگی همچنان رهبر اون گروه بود آیا به ساکنان کمپ ساتلایت به اون راحتی امان می داد یا نه!!!

اون واکرِ مشکوک که نظر کینگ رو هم به خودش جلب کرد و پوست بدنش با ماده ای سوختنی پوسیده بود باید کلیدی به اتفاقاتی باشه که احتمالا گروه کارول اول از همه باهاش روبرو میشن، شاید یک جنگ بیولوژیک در راه باشه و اسلحه مخفی ناجی ها سلاحی میکروبی یا حتی هسته ای باشه که هیچکس فکرش رو نمی کنه! وقتی بی سیم ناجی ها دستور میده: فقط حفره ای باز کنید و پیش برید و در مسیر آتش نباشید آدم به یاد دستورات دیوانه وار نازی ها می افته!!!

برگردیم به عمارت شفرد، ریک مجبور به گلاویز شدن با یکی از ناجی ها میشه(پدرِ گِریسی) و وقتی ازش می پرسه اسلحه ها کجان جواب میشنوه: no Guns!، این جمله چه معنی می تونه داشته باشه؟ آیا ناجی ها دست گروه رو خوندن و اسلحه ها رو قبل از اومدن ریک از اونجا منتقل کردن؟ ایا منظور مورالس هم از اینکه گفتم برگردن همین بود؟!

چیزی که در چهره مصمم ریک در کلوزآپ ابتدایی بود در سکانس پایانی نبود. بعد مدتها ریک باز هم احساساتی شد وقتی با گهواره گِریسی روبه رو شد و خودش رو عامل یتیم شدن اون بچه دید. دیدن چهره خودش در آینه، زمزمه واژه “بخشش” قبل از قتل اون ناجی و فجیع کشتنش همگی داره هم به ما و هم به ریک نشون میده تغییرات چقدر سریع و عمیق داره برای کارکتر اون اتفاق میوفته. همگی می دونیم هر چه در انتظار ریک باشه قطعا شلیک مورالس اون چیز نخواهد بود، اما گریم ریک در سکانس پایانی همونی بود که در سکانس پایانی اپیزود قبل بود، جایی که باید بین بخشش یا انتقام تصمیم بگیره… شما چطور فکر می کنید؟!

 

پیروز باشید

 

2-2 مسیر پیروزی از شکست می گذرد! (تفسیری بر آتشِ ۸۰۲)

درباره ی نویسنده : Pezhvak

! We are The Walking Dead

  • درج دیدگاه
  • دیدگاه

شما باید وارد سایت شوید تا میتوانید دیدگاه دهید.

[popuppress id="19960"]