سریال واکینگ دد

آخرین خبر

تاریخ پخش قسمت بعدی ترس از مردگان متحرک

ثانیه                دقیقه                ساعت                 روز

2018 06 11 5 30 00

نام قسمت بعدی

No One\'s Gone

سلام خدمت همه شما خانم ها ، آقایان ، بچه ها ، رهگذر ها و طرفدارای سریال The Walking Dead و … ،  اول یه چیزی رو بگم بهتون والا راستیتش من دیرو… دولا دولینگ آقـــــــــــــــــــــــای آروین محمدی به اتاق عـــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــــــــل آقـــــــــــــــــــــــای آروین محمدی به اتاق عـــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــــــــل دولا دولینگ :-| گفتم هفته پیش که هفته دیگه میام تو بیمارستان که اگه سکته ای چیزی زدم تو بیمارستان باشم ، خب چی میخواستم بگم یادم رفت :-| آها راجب جدال با مردگان والا دیروز من اومدم بنویسم با کمک معین خان گل گلاب که یهو ( رمزی میگم :-D ) (1) (15) (31) (1) (26) گرفتم :-| و نتونستم بنویسم ، این جدال هم شده مثل Gta V برا PC همش تاخیر میخوره :-D ، خب دیگه خیلی حرف زدم بریم سراغ بخش بندی ها ، بازم میگم اگه خواستین بخشی اضافه بشه توی نظرات بگین ، و در ضمن این پست داری اسپویل از قسمت سیزدهم میباشد و کل این پست از ذهن محشوش و متوحش بنده خارج شده است و اصلا هیچ جنبه ای ندارد ، راستی روی لایک زیر پست کلیک کنین تا پنج دقیقه یه خبر خوب میشنوین منم باورم نمیشد ، یه نفر روی لایک کلیک نکرد زامبی ها خوردنش :-| راستیییییییییییی چقدر همه چی داره یادم میاد یه دوستی گفته بودن داستان رو تعریف نکنم اگه شد اون قسمت رو تغییرش میدم بازم میگم اگه شد ;-)

بخش یک: ( شوخی با اعضای سریال ) کارول:

اسم کارول میشنوم یاد کرم کارامل میفتم میدونم ربطی ندارنا ولی یادش میفتم ( اصلا کرم کارامل چیه؟ :-| خواستم کلاس بزارم ) خب کارول توی فصل یک که یه زنی بود که فقط لباس میشست و از زنش ( زنش :-| ) شوهرش کتک میخورد ، گریه میکرد دخترش گم شده بود به دریل میگفت عاشقتم ، اصلا یه وضی حالا شده چی یه زن که میاد کل گروه رو نجات میده خشن شده یکم جوری با پسر حرف زد تو قسمت سیزده پسر گرخید کلا ، آقا موی این بشر ( کارول ) نمیخواد بلند بشه؟؟؟

Carol

 

بخش دوم: شوخی با قسمت پخش شده یعنی قسمت سیزدهم فصل پنجم ( این بخش دارای اسپویل میباشد ) :

خب ساشا یه چیزی راجب ساشا بگم نه نمیگم هفته بعدی توی بخش یک سوژش میکنم :-D خب ساشا رفت تفنگ برداره از همون زن چاق ، زنه میگفت رفتی بیرون پای گراز برام بیار آخه تو خودت اندازه گر… چی بگم حالا من به این ، بعدش میگه بیار میخوام همبرگر درست کنم بگیرم بزنمش اه منم تو بیمارستان گشنم هم هست هیچی هم نمیخوام بخورم دیگه موقع نگاه کردن سریال گشنمههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

مریض تخت بغلیم : هش یواش اه از خواب پریدم بز خر گشنته بیا … :-|

-معذرت  :-|

مردم اعصاب معصاب ندارن :-| کجا بودم آها خب ساشا تفنگ رو برداشت و رفت بیرون و به قاب عکس تیر میزد :-|

مریض تخت بغلیم: بیشعور خر

-بله؟

مریض تخت بغلیم: با تو نیستم

-آها

این با خودش چند چنده معلوم نی :-| بعدش هم ساشا وایساد گفت بیاین منو بگیرین و دوری دوری دوری دوریداری دوری دوری دوریدادری دوریداری رهههههههههههه .

مریض تخت بغلیم: دوری و درد دوریداری و کوفت رهههههههههههه و … پرستاااااااااااااااااااااااااااااررررررررر

پرستار: ساکت شو اه کاری نکن آمپول گاوی بزنم بهتا

مریض تخت بغلیم: ببخشید

ای خدااا عجب گیری کردم بین این همه دیوانه هفته دیگه تو خونه میمونم بهتره :-| روانیم کردن اینا منم اعصاب ندارم.

خب بعدش ریک و دریل و کارول داشتن حرف میزدن بعدش یه زامبی اومد کارول تیر میزد به شونه زامبی زامبیه داشت میرقصید وجدانن برین یه دور دیگه نگاه کنین داشت میرقصید :-D بعدش که میشون رو نشون داد که لباس پلیس پوشیده بود من خندم گرفت داشتم میخندیدم.

مریض تخت بغلیم: :-|

بعدش ریک اومد یکم حرف زدن و این چیزا ، بعدش دریل رو نشون داد که توی جنگل داشت میرفت که ارون رو دید یکم حرف زدن ، بعدش ریک و میشون و دیانا و مگی نشسته بودن داشتن حرف میزدن و بعد از اینکه همشون گفتن نه ، رفتن بیرون و بازم حرف زدن کلا چقدر حرف زدن :-| بعدش کارول با چند نفر حرف زد ، بعدش هم ریک با کارول حرف زد ، بعدش دریل و ارون اسب دیدن و رفتن دنبال اسب که بگیرنش ، بعدش کارول رفت جایی که تفنگ هارو نگه میداشتن شکلات میخورد ، بعدش به یارو با لبخندی ملیح میگه من تفنگ بلد نیستم باهاش کار کنم ، حتما عمه من بوده که ریک اینا رو تو ترمینوس نجات داده ( عمه ندارم ) بعدش دریل و ارون باز حرف زدن بعدش ریک و کارل و جودیث و کارول رفتن خونه دیانا ، کارول گفت ســـلام :-D دیانا اومد طرفش کارول دستش دراز کرد ، دیانا ازش رد شد با کارل و ریک سلام کرد.

کارول: :-|

قیافه آبراهام فقط :-D ، اصن با روح و روان آدم بازی میکنه ، بعدش ریک با شوهر دیانا حرف زد بعدش جسی اومد ریک قیافش خیلی چی شد ریک خیلی مشکوکه این خط – اینم نشون * ، بعدش دریل و ارون رسیدن به چند تا زامبی این زامبی توی عکس زیر داره برای خودش آواز میخونه توی دشت و میگه : هاااااااااااااااا عا عا عا عا عا عا عا هاااااااااااا گاهپ ( صدای تیرکمون که خورد تو سرش )

Walker

آقا بیایید با زامبی ها مهربان باشیم آقای دریل خان این زامبی با شما کاری داشت که زدیش ها ها ها ؟ داشت برای خودش توی دشت آواز میخوند ظالم بی رحم.

خب بعدش ارون به سوی اسب شتافت و با مخ به سوی زمین فرود آمد :-| نگاه کرد دید زامبی پاشو گرفته حالا داره با چاقو دست زامبی رو میبره که یهو دریل با پا اومد تو مخ زامبی ارون هم بلند شد و عقدش رو روی اون یکی زامبی خالی کرد ، بعدش زامبیا اسب رو خوردن و اینا هم زدن اسب  و زامبی ها رو کشتن ، شب همه رفتن توی جشن و مگی و گلن و نواه حرف زدن :-| دریل هم نگاه میکرد توی جشن نرفت ، بعدش داشت از جلوی خونه ارون رد میشد ارون به دریل گفت بیا تو ، یا خدا ، دریل نری تو :-| ارون میگفت بیا تو اسپاگتی داریم ، داره گول میزنه ، بعدش ریک رو دیدیم که با شوهر جسی و خود جسی حرف زد :-| بعدش ساشا اومد و از بس پسر دیانا چرت و پرت گفت سرش رفت ، رفت داخل ، بعدش دریل رو دیدیم که خیلی شیک و مجلسی داشت ماکارونی میخورد یعنی حال کردم با ماکارونی خوردنش :-D بعدش اریک با دریل حرف زد :-| کلا حرف میزنن فقط ، و بعد ارون دریل رو برد تو انباری :-| و بهشت دریل همه وسایل موتور و این چیزا بود و یه موتور شیک و تر تمیز که نشونش نداد زیر پارچه بود ( از کجا فهمیدم تر و تمیز :-| ) ، بعدش دریل و ارون با هم حرف زدن :-|

و اینک یه بادمجون اومد تو دوربین :-| بعدش فهمیدم دماغ میشونه ، بعدش میشون و آبراهام حرف زدن ، کارول هم رفت تفنگ هارو برداره که پسر جسی دیدش ، چنان پسر جسی رو ترسوند بدبخت شب توی جاش جیش میکنه :-| بعدش جسی و ریک حرف زدن ، جسی اومد جودیث رو بده به ریک که ریک اهم اهم هوا هم گرم شده ها نه؟

باز هم همه با هم حرف زدن و ساشا عربده کشید و رفت بیرون و بقیش حوصله ندارم بگم :-D همش حرف میزنن و پایان قسمت سیزدهم.

بخش سوم: ( شوخی با نویسندگان سایت ) Slim … به دلیل عجق وجق بودن نام کاربری دوست عزیزمون از اسم اصلیش استفاده میکنم کنعان ریاضی طلب:

دوست خوبم کنعان جان ، تهدیدم کرده که اخراجم میکنه :-D ، برادر من اسمت چرا اینقدر عجق وجق آخه اومدم اسمت بنویسم اصلا …پیچ شدم ، کنعان جان که با نظر های خودش مارا شاد مینماید ، و عکس های پروفایل او نیز عجق وجق میباشد ، راز بــــــــــــــــــــقــــــــــا او عکس های پروفایلش بیشترش مورد اخلاقی دارد حتی عکس پروفایل واتس اپش این موجود پس از دیدن این مطلب احتمالا من را از نویسندگی برکنار میکند :-| و تا به الآن سه نفر قصد جان من را کرده اند و میخواهند من را به قتل برسانند ، آنها عبارتند از آروین ، معین و کنعان و حلال بفرمایید.

 

بخش چهارم: برترین سکانس و دیالوگ هفته: ( نظر شخصی )

والا این قسمت نه دیالوگی دیدم که خوب باشه نه سکانسی ، پس دیگه …

مریض تخت بغلیم: خفه شو بزار بخوابیم نه

این دیگه بدجور رو مخمه امیدوارم از پست خوشتون اومده باشه من برم حساب اینو برسم فعلا خداحافظ :-D

 

 

-وایسا اومدمممممممممممممممممممم

عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااا به من میگی خفه شو ها ، عوضییییییییییییییییییییییییییییییییییی

مریض تخت بغلیم: پرستااااااااااااااااااررررررررررررر

-پرستار و درد

مریض تخت بغلیم:  الآن لیوان رو از همینجا پرت میکنم دقیق تو لپتاپت ( لپتاپ ندارم :-| )

-نهههههههههههههههههه نزن اون لپتاپ گر…

 

 

درباره ی نویسنده : Arash0761

you don't know who i am, i'm ...

  • درج دیدگاه
  • دیدگاه

شما باید وارد سایت شوید تا میتوانید دیدگاه دهید.

[popuppress id="19960"]