سریال واکینگ دد

آخرین خبر

تاریخ پخش قسمت بعدی ترس از مردگان متحرک

ثانیه                دقیقه                ساعت                 روز

2018 09 17 5 30 00

نام قسمت بعدی

MM54

سلام به همه عزیزان و طرفداران سریال The Walking Dead ، خب بخش بندی هارو که میدونین این پست دارای اسپویل از قسمت دوازدهم هست هم که میدونین چیو نمیدونین :-| ، آها یه چیزی اگه میخواین بخشی به این پست اضافه بشه میتوانید نظر خود را زیر پست با ما در میان بگذارید با تشکر ، اوفففففففففففففففف چی گفتم :laugh:  مثل اصلیا گفتما ، خب یه چیز دیگه موند اونم اینه که این پست تماما و کاملا از ذهن متوحش داغون بنده خارج شده و هیچ جنبه حقوقی و جدیتی ندارد جنبه شوخی هم ندارد کلا جنبه ندارد بی جنبه است :-| یه چیز خیلی مهم برای دیدن اون روی اسپویلر روبرو کلیک کنید    خیلی حوصله داریا حالا من یه چیزی گفتم چرا میای میخونی :-D

و اینک میرویم سراغ بخش بندی ها :-|

بخش یک:  شوخی با زامبی های سریال :-| :

خب زامبی های سریال که چه عرض کنم متین ترین و آرام ترین زامبی هاییه که تو عمرم دیدم (  نه مثل زامبی های World War Z که چه عرض کنم زامبیاشون انگار موشک وصل بهشون مثل فشنگ میرن :-| ) چنان بهت علاقه دارن که همش میخوان بیان تو بغلت حتی وقتی که با بی رحمی تیر به شکم و قلب و پاش و اینجاهاش میزنی بازم با زور و زحمت بلند میشه که بیاد تو بغلت کلا زامبی خیلی حیوان ( حیوان که نیست ) انسان ( انسان هم نیست ) موجود نجیبی است بگذارید به بغلتان بیایند ، حتی توی همین قسمت دوازدهم اونجا که بیرون محوطه بودن و تارا زد کمر زامبیه رو جر داد زامبیه برگشت گفت:

زامبی: آخی دستت درد نکنه که کمرم پوستش رو جر دادی بزار بیام بغلت

که گلن با بی رحمی تمام با چاقو رفت تو سر زامبی ، بیایید با زامبی ها مهربان باشیم.

Walking-Dead-35-Zombie-02

 

بخش دوم: شوخی با قسمت پخش شده که میشه قسمت دوازدهم فصل پنجم ( حاوی اسپویل ) :

وای خدا ، آی دلم خخخخخخخخ ، ای خدااااااااااااااااااااااااااااااا :rotfl:   :rotfl: دل درد گرفتم اومدم قسمت دوازدهم رو پخش کنم یه جاش استپ زدم نگاه کنین کجا استپ زده شده وای خدا خخخخخخخ

Rick

 

واااااااااااااااااااااااااااااااااایی ، خب بگذریم حالا بدیش اینه نمیشه گذشت هرکس که ده ثانیه به عکس بالا و ریک خیره بشه من از طرف سایت جایزه ای ناقابل بهش تقدیم نمیکنم :-|

خب حالا جدا بگذریم بریم سراغ شوخی با قسمت دوازدهم ، سریال داره جنی میشه :-| والا اول قسمت که کارل یه دختره رو تو خونه دم در دید میشون که تو آفساید بود اومد جلو رد شد دختره هم غیب شد :-| خب رفتن دم در الکساندریا وایسادن به استیل دریل دقت کنید ، الآن دیدم استیل خاصی نداشته ضایع شدم :-| یهو یه چیزی اومد از پشتشون صدا داد همه برگشتن یه حیوون دیدن که اسمشو نمیدونم چیه :-| دریل هم آماده زدش ، بعدش به یارو که در رو باز کرده میگه شام اوردیم ، قیافه یارو :-| قیافه ارون :-| خب رفتن داخل و یارو گفت تفنگاتون بدین و گفتن نمیدیم ، و ریک گفت: ساشا ، ساشا هم برگشت و مثل اصلیا زد سر زامبی رو ترکوند و دهن ارون باز موند ( مثل همون شکلک تو واتس اپ که دهنش یکم باز بعدش ابرو نداره ) بعدش ریک رفت پیش دیانا و مثل ندید بدیدا داشت نگاه خونه هه میکرد حالا باز ریک خوبه بعد به دریل میرسیم ، نشستن و حرف زدن و اینا این فیلمی که ضبط میکرد من نفهمیدم قضیش چیه ، خلاصه ریک موافقت خودشو اعلام کرد که توی الکساندریا بمونن ، بعدش رفتن تفنگاشون در بیارن ، کجا در بیارن :-| ( من میخوام اشتباه نوشتم پاک نکنم ببینیم چند جا اشتباه مینویسم عمدا هم بگم که اشتباه نمینویسم کاملا سهوا ، سحوا ، صحوا ، صهوا ، سهون ، … هستن اشتباهات ) تفنگاشون رو تحویل بدن ، تفنگ کارول هم خو در نمیومد از دور گردنش والا با زور و زحمت در اورد گذاشت توی همون چرخدار ، وای خدا دوباره خخخخخخخخخخخ ، چه جا های باحالی استپ میزنم ( اینم بگم کاملا اتفاقی اینجا ها استپ میکنم ) آی دلم خخخخخخ عکس زیر رو ببینید

Carol

 

خب از این هم بگذریم :-D بعدش که رفتن ارون خونه هارو نشونشون بده بعدش راجب حموم حرف میزنه :-| بعدش میگه به من زنگ بزنین بعدش خودش میفهمه که تلفن ندارن کلا معلوم نیست چند چنده با خودش این بشر ، بعدش گفت که خونه من چهار تا پایین تره من جای ریک بودم به کارل میگفتم سمت اونور نره اصلا :-| بعدش رفتن توی خونه و ریک رفت حموم توی آینه تصویر خودشو دید با پشماش بعدش چاقو ( چاقو آخه :-| ) قیچی برداشت یکم از پشماش رو کوتاه کرد من دلم هری ریخت بعدش هم که نشون داد کلا میخواد سه تیغ کنه که من دیگه باز سکته زدم :-| کلا هر قسمت من یه سکته رو شاخمه دیگه بیمارستان و این چیزا بگذریم دیگه از قسمت بعدی توی بیمارستان نگاه میکنم من سریال رو :-| کلا زد سه تیغ کرد ، بعدش جسی بود کی بود اومد موهاشم کوتاه کرد و ریک شد ریک فصل یک :-| و حالا رسیدیم به قسمتی که دیانا میخواست با دریل حرف بزنه ، دریل هم مثل وحشیا افتاده بود نمیدونم به جون چی و داشت خونه رو نگاه میکرد و با دیانا حرف زد یکم ، و خدارو صد هزار مرتبه شکر که من چیزی نخوردم سر این قسمت البته گشنم بودا ولی درس عبرت شده بود که چیزی نخورم ، قشنگ زد دل وروده ( دل وروده :-| ) دل و روده حیوونه رو زد بیرون بز ، اه ، سریع بگذریم ازش ، و در اینجا دیدیم که جودیث توی ریشای ریک نیست :-D بعدش کارل رفت تو خونه و یه صدایی از طبقه بالا شنید من میگم سریال داره جنی میشه :-| بعدش چاقوش رو در اورد و رفت بالا دید عه اینجا چقدر همه چی هست ، بعدش شب تصمیم گرفتن که توی یه خونه بخوابن و از بیست دقیقه که میشون دندوناش رو سایید کلا شد سیاه و سفید :-| :-D ، دیانا در زد و اومد با اون شوخی های مسخرش :-| من جای ریک بودم دستم میبردم زیر بغلم میگفتم هر هر هر ها ها ها ها :-| خلاصه شب گرفتن خوابیدن و صبحش رفتن بگردن توی محوطه که دریل نرفت و بعد ریک دید که کارل و جودیث نیستن و نکته خیلی خیلی قابل توجه اینجاست که ریک نگفت: کاررررررررررررررررررررررررررررررررلللللللللللللل :-|

بعدش جسی کمکش کرد که کارل و جودیث رو پیدا کنه ، بعدش هم کارل رفت پیش بچه ها و بازی کامپیوتری کردن :-| حالا من کامپیوترم بازی جدیدا رو نمیخونه ، بعدش که شب خوابیدن و البته همه نخوابیدن ریک بیدار موند رفت بیرون قدم بزنه که شوهر جسی رو دید که خعلی ( میدونم درستش خیلی عمدا نوشتم خعلی ) مشکوک میزد ، بعدش که دیانا و کارول با هم حرف زدن و کارول شد آشپز فکر کنم ، این دریل هم نمیره حموم خو :-| حالا اگه نره حموم فکر کنم همه بیفتن به جونش همه با هم گله ای دست و پاش بگیرن و لیف و لیف کشیو کیسه کشی و همه چی :-D ، کلا ساییده میشه دریل دیگه :-| آقا یه سوال مگه نگفتن همه سلاح ها رو تحویل بدین پس تیرکمون دریل سلاح حساب نمیشه؟ :-| بعدش که ریک رفت بیرون و کارل هم دید دختره ایدن بود اسمش فکر کنم از رو دیوار رفت بیرون :-| اینم پشت سرش رفت بیرون ، پسر دیانا هم گلن و تارا و نواه رو دید و با هم رفتن بیرون ( چه سکانسا قاطی پاطی شد :-| ) بعدش ریک یه زامبی دید که از تو انبار داره میاد ولی نزدش بعدش رفت دید کلتی که قایم کرده نیست :-| چهار-پنج تا زامبی هم داره میاد کارل هم اومد و دو نفری افتادن به جون زامبیا ، گلن و بقیه هم رفتن دنبال پسر دیانا ، یه زامبی رو آویزون کرده بودن از درخت بی کله ها ، بعدش زامبیه رفته سوت میزنن که بیاد ، زامبیه اومد و پس از کش و قوس های فراوان گلن زد زامبی رو کشت ، پسر دیانا عصبانی شد بز :-| بعدش برگشتن به الکساندریا ، پسر دیانا اومد با گلن درگیر بشه دریل هم بود ، خلاصه یارو اومد یه مشت نثار ( اشتباه ننوشته باشم ) گلن کنه که گلن خعلی شیک جاخالی داد و یه مشت زد تو دماغش اون یکی اومد حمله ور بشه که دریل پرید روش و داشت خفش میکرد که ریک اومد جداشون کرد ، بعدش هم میشون اومد جلو پسر دیانا وایساد یه جمله ای گفت که از گفتن آن عاجزم :-D  ، این کارل هم همش میخواد با دختره حرف بزنه دختره میزنه تو ذوق بچه :-| بعدش ریک شد کلانتر محل و لباس پلیس هم پوشید و رفت دم در که دریل و کارول بودن و معلوم شد که اینجا موندگارن و مورگان باز راه اشتباهی رفت مورگان میره واشنگتون و اینا هم الکساندریا و ریک یه جمله  ای گفت که توی بخش چهارم بهش میپردازم و این قسمت تمام شد.

خب عکس های ریک در حالت های مختلف رو در زیر میتونین ببینین ( منم موهام بلند پشم هم داشتم امروز رفتم آرایشگاه سبک شدم کلا :-D  ، شما الکی بخندین من ضایع نشم مرسی )

Beard

Untitled

 

ss

 

بخش سوم: شوخی با نویسندگان سایت ، معین ( MOIEN ) :

دوست خیلی خیلی خوب من معین خان عزیز ، دوستان عزیز همین الآن بگم که حلال کنید ، معین گفته باهام شوخی کنی شهیدت میکنم خلاصه خوبی بدی دیدید حلال کنید ، وای استرس گرفتم :-|

معین خان عزیز :-D ، با ترس دارم مینویسم ، ولی بی شوخی معین خیلی آدم باحالیه فقط بعد از اینکه این پست رو بخونه شهیدم میکنه ، من پیدام نشد قاتلم معین بگیریدش خفتش کنید دیه ام رو بگیرید ازش خرج سایت کنید ، خب معین جان خیلی زود از کوره در میره توی خبراش اگه بگی خبر چرا اینجوریه و فلان میگه منبع ، میگیم آره چرا اینجوریه میگه منبع گفته کلا هرچی میگیم میگه منبع ، نمونش توی پست اسپویل جدی ، کلهم اجمعین ( میدونم هیچ ربطی نداشت ) گفته منبع ، یکی گفته مرسی بابت خبر معین گفته منبع ، رفتم بهش میگم چه خبر؟ چیکارا میکنی؟ میگه منبع ، الآن بیاد زیر پست گیر بده میگم منبع گفته من که نگفتم خخخخخخخخخ ، عه منبع خودمم که :-| آقا حلال کنییییییییییییییییییید ، توی واتس اپ شهیدم میکنه ، استرسم زده بالا

معین: منبع

-:-|

معین: منبع

-شهیدم میکنی؟

معین: منبع

-کی من رو شهید میکنه؟

معین: منبع

-خب فعلا بای

معین: منبع

عجب ، خب خلاصه حلال کنید دیگه :-D

 

بخش چهارم: برترین دیالوگ و سکانس هفته ( نظر شخصی ) :

برترین دیالوگ:

معین: منبع :-|

ریک: ما ضعیف نمیشیم  ، این خاصیت دیگه در ما وجود نداره ، ما زندگی در اینجا رو عملی میکنیم ، و اگه اونا نتونن کنار بیان  اینجارو تصاحب میکنیم.

 

برترین سکانس:

سکانسی که گلن و دریل درگیر شدن با پسر دیانا و اون پسر.

 

 

 

امیدوارم لذت برده باشید و حلال هم بکنید :laugh:  ، در پناه حق

 

درباره ی نویسنده : Arash0761

you don't know who i am, i'm ...

  • درج دیدگاه
  • دیدگاه

[popuppress id="19960"]