سریال واکینگ دد

آخرین خبر

تاریخ پخش قسمت بعدی ترس از مردگان متحرک

ثانیه                دقیقه                ساعت                 روز

2018 09 17 5 30 00

نام قسمت بعدی

MM54

سلامی به گرمیه بخاری :-D نه چیز اشتباه شد :-| من هنوز توی زمستونم ، سلامی به سردیه بستنی عروسکی خدمت همه شما دوستان ، آشنایان ، غریبان ، خوبان ، بدان ، خوشگل ها ، زشت ها ، پیر و جوان ، پسر و دختر ، مرد و زن ، کودک ، سلام بر تو ، سلام بر تو ای کسی که منتظری فصل ششم شروع شه ولی مگه شروع میشه حالا سلاااااااااااااااااااااااااااام سلام به تو که هی سر میزنی به سایت همه مطالبو میخونی ولی نه ثبت نام میکنی نه لایک میکنی نه نظر میدی خسته نباشی دلاور ، سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام ، صد تا سلام ، سلام به تو ، سلاااااااااااااااااااام ، الآن میدونم گفتین سلام و درد  :laugh: سلامی بخصوص به طرفداران سریال The Walking Dead با شوخی بازگشتم ، قبلش یه چیزی بگم که من سیاهپوستان ، سرخپوستان ، زرد پوستان ، سفید پوستان و … ( انگار رنگ های دیگه هم هست زدم و غیره ) همه رو دوست دارم ، شوخی هم که میکنم اسمش روشه دیگه شوخی یعنی ، اوممممم ، یعنی :-| اومدم مثل باکلاسا حرف بزنما ، خلاصه من شوخی که میکنم به دل نگیرین پر میشه نمیتونین شام بخورین به جگر بگیرین ، خب با شوخی با سریال و صد البته نویسندگان سایت در خدمتتون هستم و شوخی با فصل اول رو داریم الآن ، بعدا هم شوخی با فصل دو و سه و چهار و پنج هم که شوخی کردم باهاش قبلا ، نگو دلت با من نیست نگو از جنس سنگه بگو چشات سر چی داره با من میجنگه نگو بهم محاله نه چیز چی دارم مینویسم :-| دارم آهنگ گوش میدم اینم نوشتم همینجور :-| ، خب بریم سراغ بخش بندی ها. باز یادم رفت بگم که کل این پست از ذهن محشوش و متوحش بنده خارج شده و هیچگونه جنبه حقوقی و حقیقی و … ندارد ، با تشکر.

بخش یک: والا با هرکی بود و نبود توی سریال شوخی کردم من کسی نموند دیگه ، در اینجا تعدادی از عکس های طنز از فصل اول رو براتون میزارم که دوست خوبم و نویسنده خوب سایت کنعان عزیز درست کرده (تعدادیش رو هم وسط متن بخش دو قرار میدم)

۱۲-۳۰۰x169 ۱۴-۳۰۰x187 ۱۶-۳۰۰x211 ۱۹-۳۰۰x215 ۲۲-۳۰۰x200 ۲۹-۳۰۰x211 ۳۰-۳۰۰x212 ۴۳-۳۰۰x168 ۱۳۱-۳۰۰x168 ۲۱۱-۳۰۰x211 ۳۱۱-۳۰۰x211 ۳۴۱-۳۰۰x211(1) Andrea-and-Dale-500x352 Atlanta-500x351 Dr-Jenner-500x351 Episode-3-Merle-500x351 Episode-3-Rick-Lori-Carl-500x351 Episode-3-Walker-Deer-500x351 Episode-5-Rick-Jim-Daryl-500x351 Guts-500x351 Jenner-500x351 Rick-Glenn-500x351 Season-1-Finale1-500x351 The-Walking-Dead-Guts-500x351 the-walking-dead-season-1-20101213033336171 TS-192-500x351 Vatos5-500x351 Zombies_in_Atlanta-500x351

 

بخش دوم: شوخی با کل فصل اول سریال:

اول قسمت اول دیدیم که ریک جان عزیز با ماشین وای میسته که بنزین بزنه تو این گرونی ، داشت میرفت از زیر ماشین نگاه کرد پای یه دختره رو دید ، بعدش دید که دختره یه عروسک رو برداشت :-| ریک هم little girl little girl کنان به دنبال دختره رفت ، بهش میگفت من کمکت میکنم که یهو دختره برگشت و ریک قشنگ *بیب* :-| دختره داشت میومد سمت ریک که ریک تفنگش رو در اورد و تههههههه ، دوری دوری دوری دوریداری دوری دوری دوریداری دوریداری رههههههههه :-| ریک و شین تو ماشین نشستن دارن حرف میزنن اینجا رو میزنیم بره جلو چون حسش نی :-| دارن همبر میخورن بیشعورا :cry: گشنمه ، خب بگذریم ، داشتن حرف میزدن که یهو از تو بیسیم گفتن برن دنبال دزدا ، شین آشغالا رو برداشت تا نیم تنه از ماشین رفت بیرون تمام عقده های زندگیش رو روی آشغال و سطل زباله خالی کرد جوری این آشغال رو کوبید تو سطل زباله که اگه تو ایران بود گربه توی سطل با کف سطل یکی میشد ، خب رسیدن نزدیکای دزدا توی خیابون وایسادن از این چیز خاردارا گذاشتن و منتظر شدن دزدا بیان دزدا هم صاف اومدن رو سیم خاردارا و ملق پشت ملق ، ماشین چپ کرد دزدا هم انگار نه انگار از ماشین اومدن بیرون ، ریک هم همینجوری رفت جلو :-| یکی از دزدا تیر زد تو شکم ریک ، شین هم با وینچستر ( یاد دین افتادم ) زد یارو رو کتلت کرد ، تیر خورده بود به جلیقه ریک ، خوشحال و خندان از اینکه تیر بهش نخورده یهو یکی از دزدا اومد تیر زد زیر دست چپ ریک ، ریک هم میگفت هاچ چوچ چاه هاچ :-| از اینجاست که فیلم آغاز و سوژه برای من جور میشه :-D ریک بهوش میاد ولی اول یکم مخش قاط زده و داره توهم میزنه توهم هم رفته گله جمع کرده دارن ریک رو میزنن :-| ریک اومد از رو تخت بیاد پایین وایساد افتاد :-| رفت تو دستشویی شیر آب رو باز کرد و مثل چی آب خورد خورد خورد خورد خورد خورد ترکیدی بسه :-| اومد بیرون دید همه جا بهم ریخته ، دید تو راهرو یه زنه کتلت شده ولی داره تکون میخوره ، من از شما میپرسم ببینین کتلت داره تکون میخوره نمیترسین؟ :-| ریک رفت رسید به ته راهرو دید روی در نوشته که (don’t dead open inside) :-|

۹-۳۰۰x169

بعدش از بین در دید که دستای چند تا از باز ها اومد بیرون و ریک گفت برم که الآن منم باز میشم ، خلاصهههههههههههههههههه ریک رفت بیرون از بیمارستان یه دوچرخه رو دید و

۱۱۱-۳۰۰x177

ریک گوش فرا نداد و دوچرخه رو برداشت و رفت خونشون دید کسی نیست ، اومد بیرون رفت یه جا نشست دید یه یارو کت و شلواری داره میاد ، داشت همینجوری نگاه میکرد سرش رو برگردوند و گاهپ یه بیل اومد تو صورتش و … خلاصه شب اونجا موند فرداش رفتن از خونه بیرون ریک اومد با چوب بیسبال یکی از باز ها رو ناکار کنه که *بیب* و … خلاصه ریک توی راه بنزین تموم کرد خودش نه ها ماشینش و با اسب رفت سمت آتلانتا ، رفت تو شهر و گله باز ها ریختن سرش و شانسش همه رفتن طرف اسب همین الآن پفک کنارمه ولی میدونستم چنین صحنه ای داره برا همین نخوردم ، خب دل و روده اسب رو زنده زنده در اوردن و خوردن ریک رفت زیر تانک باز ها هم بدنبالش گفت الآنه که بمیرم کلت رو گذاشت رو شقیقش و اومد بزنه که نزد یه دریچه دید رفت تو تانک ، اگه اینجا ریک خودش رو میکشت این همه سریال طول نمیکشیدا ، داشت بدبخت میشد که از تو بیسیم صدایی شنید و خلاصه قسمت دوم شروع شد و اوهوم اوهوم بریم سراغ ریک بهتره ریک رفت پیش یه بابا کره ای رفتن بالا پشت بوم گلن چه کوچیکه خخخخخخخخ ، رفتن تو یه ساختمونی و اندریا کلت کشید رو ریک :-| بالا پشت بوم مرل داشت سر و صدا میکرد رفتن بالا پشت بوم تی داگ با مرل دعواش شد ریک رفت مرل رو بگیره که مرل گفت ((دگیش)) و ریک رفت سراغ زندگیش ، مرل تفنگ رو برداشت و عقده بازی داشت در میوورد ، داشت ادعا میکرد که ریک بلند شد و با ته تفنگ ((گوپس)) زد تو سر مرل و دستش رو با دست بند بست به لوله ، خلاصه برای اینکه فرار کنن رفتن یه باز نگون بخت رو گرفتن و دل و رودش رو در اوردن و مالیدن به خودشون :-| روده رو برداشتن عین سوسیس انداختن دور گلن بدبخت ، رفتن بیرون وسط باز ها ولی نشناختنشون که یهو بارون گرفت و بدبخت شدن چک و فرز در رفتن ، ریک یه کامیون رو برداشت ، گلن هم یه ماشین شیک ، تی داگ اومد با کلید دست مرل رو باز کنه که خاک توی اون سر کچلت کنن با این هیکلت :-| افتاد کلید صاف افتاد تو لوله و خلاصه مرل بالا گیر کرد و بقیه رفتن سوار کامیون شدن گلن هم با ماشین شیک که دزدگیرش خراب شده بود در حالی که کلمه ژوووووووووووووووون را پشت سر هم تکرار میکرد رفتن سمت کمپشون بریم سراغ قسمت سوم رسیدن به کمپشون و ملت ریختن حالا بغل نکن کی بغل بکن (فکر کنم اشتباه گفتم :-| ) لوری و کارل خخخخخ کارل ، قیافه کارل چرا اینجوریه تو فصل یک خب لوری و کارل ناراحتن که ریک همراه اینا نیست ، از اونور ریک پیاده شد به خدا میگفت: خدایا زن و بچم رو پیدا کن دیگه کار بد نمیکنم یهو لوری و کارل رو دید و گفت: خدا جون دستت درد نکنه خودم پیداشون کردم. بعدش ریک چنان کارل رو بغل کرد بچه با کمر اومد تو زمین :-| خلاصه صبحش بیدار شدن و داشتن کارشون رو انجام میدادن یهو کارل جیغ زد و اینا هم به دنبال منبع صدا عه گفتم منبع :laugh: بعدش دیدیم که یکی از باز ها که حالا فهمیدیم اسمشون واکر داره یه گوزن رو میخوره یهویی دریل پیداش شد والا من اول فکر میکردم دریل آدم بدیه ، خلاصه (چقدر میگم خلاصه) دریل به خاطر اینکه ریک مرل رو بالای ساختمون دست بند زده اومد بره بگه ((دگیش)) که شین نذاشت ، برگشتن به شهر به دنبال مرل توی کمپ هم شین اعصاب نداشت ، شوهر کارول هم گیر داده بود به کارول به اندریا هم گیر داده بود ، میخواست کارول رو بزنه که شین اومد گرفتش بردش کنار و دگیش دگیش دگیش دگیش دگیش دگیش دگیش دگیش دگیش دگیش دگیش دگیش دگیش دگیش و دگــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــش :-| زد نابود کرد طرف رو ریک اینا هم رفتن بالا ساختمون دیدن که دست بند و دست مرل هست ولی مرل نیست. بریم سراغ قسمت چهارم از اونور ریک اینا بدنبال مرل از اونور توی کمپ جیمی خل شده داره قبر میکنه جیمی رو بستن به درخت از اونور گلن رو دزدیدن یه عده اسپانیایی یا مکزیکی ، ریک اینا هم یکی از افراد اونا رو نگه داشتن ، بعدش رفتن معامله کالا با کالا یاد جغرافیای راهنمایی بخیر ، خلاصه چند تا تفنگ همراه گروگان رو دادن بهشون گلن رو پس گرفتن اومدن با کامیون برگردن دیدن کامیون نی بدبخت شدن پیاده برگشتن سمت کمپ.

درکمپ: (مثل اصلیا) :-D

نشستن دور آتیش خوش و خرم دارن شام میخورن که یکهو خودشون شام شدن :-| واکر ها حمله کردن دست خواهر اندریا رو گاز گرفتن از اونور شوهر کارول رو خوردن بعدش ریک اینا رسیدن کمک و تونستن بکشن واکر ها رو ، مرده رو چجوری میکشن؟؟ :-| بریم سراغ قسمت پنجم اول کار مراسم کلنگ زنی رو داریم با جناب آقای دریل که دارن کلنگ را در سر واکر ها فرو مینمایند خسته نباشی دلاور ، یکهو فهمیدن جیمی گاز گرفته شده ، بعدش مراسم کلنگ زنی رو داریم باز ایندفعه کارول با کلنگ میزنه تو سر شوهر خودش خسته نباشی دلاورررررررر دلاوری از خطه آتلانتا ، خلاصه خانواده مورال با زنش میراندا و بچه هاش پپسی و کوکاکولا از بقیه جدا شدن ، وسط جاده هم جیمی رو کنار یک درخت به حال خود رها کردند خلاصه یهو یکی اومد تو دوربین یه دانشمند بود ریک اینا داشتن میرفتن رسیدن به همین آزمایشگاهه هرکاری کردن در باز نشد داشتن برمیگشتن یهو در باز شد و نوری سفید به صورتشان برخورد کرد و و و و و و و و و و و و و ای بـــــــــــــــابــــــــــــــــــا یه چیز خفن میخواستم بگما یادم رفت :-| خب بریم سراغ قسمت ششم و پایانی فصل اول سریال جدال با مردگان نه نه چیز مردگان متحرک :-| خب قبل از تیتراژ دیدیم که بیمارستانی که ریک توش بود مورد حمله واقع شد و شین در اتاق رو به سمت داخل اتاق باز کرد توجه کن در به سمت داخل اتاق باز میشه بعدش شین اومد بیرون تخت رو اورده از طرف راهرو گذاشته پشت دری که به سمت داخل اتاق بازی میشه :-| شین است دیگر گاهی دلش میخواهد فکر نکند ، خلاصه رفتن حموم بعدش لوری رفته بود کتابخونه که شین اومد و میگم توجه کردین زمین داره گرم میشه الآن اینجا ۴۱ درجست دما ، خلاصه دانشمند ما در رو بروی همه بست بعدش باز کرد :-| و همه مثل مور و ملخ ریختن بیرون ولی اندریا نرفت دیل گفت منم نمیرم اندریا گفت نرو دیل چیز شد :-| خلصاه (خلاصه*) رفتن بیرون و آزمایشگاه پوکید و پایان فصل اول.

بخش سوم: شوخی با نویسندگان سایت و قربانی این قسمت کسی نیست جز افشین جان عزیز با نام کاربری دین وینچستر:

همین الآن همین الآن الآن برین هرچی پست رو سایت هست با هرچی نظر تو سایت هست رو ببینین همشون حداقل یه لایک خورده اونم کسی نیست جز افشین ، یعنی قشنگ هر نظر و پستی بیاد تو سایت چک و فرز لایک میکنه کاری هم نداره نظر موافقه یا مخالف لایک میکنه فقط مثلا یکی بگه این چه سایتیه دارین خیلی مزخرفه افشین لایکش میکنه حالا اینا هیچی نظر های خودش رو هم لایک میکنه :-| نمونش همین الآن من زدم توی این قسمت نابود کردم افشین رو بعدش این پست رو لایک میکنه نظر میده نظر خودشم لایک میکنه :-D میگن افشین اول لایک بوده بعدش دست و پا در اورده.

استثنا این قسمت بخش چهارم نداریم ، امیدوارم خوشتون اومده باشه ، همتون سلامت ، جیباتون پر پول ، اینترنتتان پرسرعت و نامحدود ، در پناه حق.

بدون شرح:

1

1

2

2

3

3

4

4

5

5

Head Shot

Head Shot

THE WALKING DEAD POKER FACE

THE WALKING DEAD POKER FACE

 

درباره ی نویسنده : Arash0761

you don't know who i am, i'm ...

  • درج دیدگاه
  • دیدگاه

[popuppress id="19960"]