سریال واکینگ دد

آخرین خبر

تاریخ پخش قسمت بعدی ترس از مردگان متحرک

ثانیه                دقیقه                ساعت                 روز

2018 05 21 5 30 00

نام قسمت بعدی

Just In Case

با سلام مجدد خدمت شما کاربران عزیز سایت و طرفداران سریال The Walking Dead ، خب بدون هیچ بحث اضافه ای سراغ بخش بندی ها نمیریم :-D بعد از یه بحث اضافه میریم سراغ بخش بندی ها ، خب یه گپ دوستانه داشته باشم باهاتون صحبتام مهمه پس راحت باشین پاتون رو دراز کنین پست خودتونه استعدا استداع استعداع ( نمیدونم کدوم درسته ) میکنم راحت باشید ، خب صحبت من اینه که این پست دارای اسپویل از قسمت یازدهم میباشد :-| خب صحبتام تموم شد دیگه راحت نباشید پاتون هم دراز نکنید پاشید پاشید :-D ، خب بریم سراغ بخش بندی ها راستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی یه چیز مهم ، یادم رفت :-| خب بگذریم بریم سراغ بخش بندی ها. نههههههههههه یادم اومد :-| ، این پست تماما از ذهن متوحش بنده حقیر و داغون خارج شده و هیچ جنبه حقوقی و جدیتی ندارد.

بخش یک: ( بالاخره اسم این بخش رو فهمیدم :-D ) شوخی با اعضای سریال ، کارل:

اول عکس زیر رو ببینید

Carl-3-218x300 شوخی با سریال + نویسندگان سایت (۳)

خب کارل توی فصل اول که اصلا هیچ ، چی بگم دیگه بهش من ، یه پسر زشت ( بعضی ها هم عقیده نیستن ) کوچیکه ترسوعه زشته مامانیه دست و پاگیر زشت ( نفسم گرفت :-| ) که هیچ نقش مفیدی نداشت تو داستان و حالا عکس زیر رو ببینید

Carl-1-300x222 شوخی با سریال + نویسندگان سایت (۳)

باز هم کارل یه پسر خوشگل ( باز هم بعضی ها هم عقیده نیستن ) بزرگه شجاع که پس از مرگ تایریس نقش مفیدی بهش داده شد اونم نگهداری از جودیث :-D و بعدش …

ریک: کارلللللللللللللللللللللللللللللللل

-یا خدا :-|

ریک: کارلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل

-خدا رحم کنه :-|

ریک: کارل ایز هیر؟

-هان؟ :-|

کارل: یه دد آیم هیر.

ریک: اوکی لتس گو

-:-|

رفتن :-| ، داشتم سوژه میکردما همینجا هم ریک ول کن نیست بابا پدر این بچه بزرگ شده دیگه :-| اه نذاشت درست سوژه کنیم.

بخش دوم: شوخی با قسمت پخش شده سریال که میشه قسمت یازدهم ( حاوی اسپویل ) :

 

خوش و خرم ( خر نیستما اشتباه خونده نشه :rotfl:  ) نشسته بودن که سوشا و مگی اومدن و ارون وارد شد حالا منم گشنم بود جرات نداشتم چیزی بخورم گفتم دریل باز جک و جونوری چیزی میخوره میزنه از پهنا کوفتمون میکنه :-| خب کوله پشتی ارون رو باز کردن و عکسایی دیدن و ارون داشت با ذوق تعریف میکرد :-D یهو دریل … بهش  ارون ساکت شد دیگه :-| ، باز شروع کرد داشت توضیح میداد ریک رفت سمتش گفتم حالا میخواد عکسا رو بزنه تو صورتش یهو با مشت رفت تو چش ارون جیگرم حال اومد :-D و دوری دوری دوری دوریداری دوری دوری دوری دوریداری دوریداری دوریداری رههههههههههههههههههههههههههه :-| بعدش دست ارون رو بستن ، حال کردم کارل نمیدونست منور چیه :-D ، بعدش ریک اومد بپرسه چند نفرین ارون میپیچوند اینقد حرف میزنه این بشر میخوام با مخ برم تو مانیتور :-| جای ریک بودم یه مشت دیگه میرفتم تو اون یکی چشش ، توی این لحظه ریک یه جمله ای گفت ( توی بخش چهارم بهش میپردازم ) که ارون … به خودش :-|  گلن اینا هم که رفتن ببینن ماشین اینا کجاست ، بعدش توی طویله جودیث داشت گریه میکرد یکی نیست به ریک بگه برادر من تو با ریش رفتی تو کله بچه میخوای گریه نکنه :-| اینقدم تکون تکون میخوره ریشش کشیده میشه روی سر جودیث ریشش هم سیخ سیخی :-| بعدش هم که بزور پوره سیب زمینی داد به ارون که شاید باورتون نشه ولی حال کردم با این حرکتش :-D بعدش گلن اینا رو دیدیم که رسیدن به ماشینا و یهو یکی از تو جنگل اومد و همه ترسیدن و تفنگ گرفتن روی اون شخص و دیدن یه زامبی در اومد :-| آبراهام و روزیتا هم زدن نفلشون کردن ، این ون ( اسمش یه چیز دیگست که یادم نمیاد ) من رو یاد دیل انداخت پیرمرد اسنایپری ، خب بعدش با غذا و این چیزا برگشتن پیش بقیه ریک باز هم نمیخواست با ارون بره که میشون گیر داد :-| من به ریک مشکوکم ، هرچی میشون میگه گوش میکنه :-| ریک ز ذ ، خلاصه میشون راضی کرد که برن اونجا ، شب حرکت کردن و توی ماشین ریک یه چیزی توی داشبورد پیدا کرد درش اورد گفتم این تفنگ چرا از این چیزا که سگا دور گردنشون میبندن دورشه :-| نگو دستگاه شنود بوده ، بعدش یهو رفتن تو زامبیا فرت و فرت زامبی پخش میشد رو زمین و پرت میشد رو هوا ، نگه داشتن دیدن بقیه نیستن حالا مگه ماشین روشن میشد دست زامبیا تو کاپوت بود :-| یهو یه منور زدن کنار یه منبع آب که قیافه ارون پریشان شد :-|

-300x170 شوخی با سریال + نویسندگان سایت (۳)

چنان جفت پا رفت تو در ، در به کل کنده داد و رفت تو جنگل ، بقیه هم رفتن تو جنگل که زامبیا ریختن رو سرشون ، گلن از بقیه دور شد داشت زامبی میکشت یهو یه زامبی از پشت سرش اومد دستش رو گاز بگیره که باز یه سکته زدم و سه روز بعد از بیمارستان مرخص شدم :-| دیدم نه گازش نگرفت چشمام هم باز پلک میخورد شونم هم میپرید :-| :-| خلاصه منم بعد از سه روزی که بستری بودم گشنم شده بود دیدم غذا هم که دارن دیگه دریل از اون جک و جونور نمیخوره با خیال راحت رفتم یه ساندویچ برداشتم اومدم جلو کامپیوتر زدم ادامش ببینم ، بعدش رفتن سمت منبع آب و بقیه رو پیدا کردن :-D ، یهو دیدیم ارون داره میگه اریک ، اریک کیه دیگه؟ گفتن داخله رفت داخل دیدیم یه پسر دیگه دراز کشیده ، یه گاز زدم به ساندویچ با خیال راحت ، یارو گفت قوزک پام شکسته و … ، ساندویچ پرید تو گلوم پای راستم اومد بالا خورد به کشویی که کیبورد روش میزارم یه صدایی داد که نگو پام هم به فنا رفت سریع زدم استپ شه سرفه هم داشتم میکردم نوشابه خوردم تا حالم جا بیاد از چشام داشت اشک در میومد ، آقا من از همین تریبون اعلام میکنم دیگه موقع نگاه کردن TWD من هیچی نمیخورم :-| خب بگذریم چقدر تلفات دادم من سر این دو قسمت ، دو تا سکته ، پام به فنا رفت ، کشویی که کیبورد روش میزارم شکست و … ، خب بعدش فرداش قرار شد برن توی اون کمپ ، فرداش رفتن رسیدن به کمپ و ریک جودیث رو بغل کرد و رفت پشت در و تمام .

 

بخش سوم: شوخی با نویسندگان سایت: آروین

خب آروین جان خوبی خوشی در سلامتی کامل به سر میبری هو؟ :-D ، خب چه خبر؟

خب دوست خوب من آروین ، هفته پیش بود فکر کنم یه نقد گذاشت روی سایت البته وقت نکردم بخونمش :-| خب خلاصه مردم نظراتشون رو دادن ، بعدش یه پست دیگه زد که نقد خوب بوده یا نه :-| بعضی ها گفتن نه که آروین حالش گرفته شد کلا ، یک نفر گفت بله خوب بود و شاهدان عینی دیده اند که آروین پس از دیدن آن نظر خشتک خود را دریده و فریاد زنان سر به بیابان نهاده است و با توجه به جوابی که به یکی از نظرات داده بود و همه ریختند روی سر او ، از سایت متواری شده و پیدایش نمیباشد از یابندگان آن شخص یعنی آروین محمدی تقاضا میشود او را به داخل نزدیک ترین صندوق پستی بیندازند با تشکر :-D

 

بخش چهارم: بهترین سکانس و دیالوگ هفته ( نظر شخصی )

برترین دیالوگ هفته:

ریک: کارللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل

-بابا کارل رو که تو بخش اولی بردیش

ریک: آها شرمنده

عجب :-| خب برترین دیالوگ هفته:

ریک ( خطاب به ارون ) : اینکه ما آدم های خوبی هستیم دلیل بر این نمیشه که تو رو نکشیم

برترین سکانس هفته:

سکانسی که نزدیک بود دست گلن گاز گرفته بشه

 

 

 

امیدوارم لذت برده باشید :-D در پناه حق

درباره ی نویسنده : Arash0761

you don't know who i am, i'm ...

  • درج دیدگاه
  • دیدگاه

شما باید وارد سایت شوید تا میتوانید دیدگاه دهید.

[popuppress id="19960"]