بعد از پخش اپیزود اول فصل هفت مسائل زیادی پیرامونش مطرح شده است و این امر را لازم کرده است که برخی وقایع و اقدامات شخصیت ها را دوباره بررسی نماییم. در ابتدا بیایید نگاهی به پیش زمینه هایی که در فصل گذشته در مورد نگان به ما داده شد بیاندازیم.

ورود افراد نگان به سریال در واقع از قسمت ششم فصل ۶ آغاز می شود، جایی که دریل،ساشا و آبراهام در انتهای مسیر منحرف کردن زامبی ها با تیراندازی افراد ناشناسی رو به رو شده و از هم جدا می شوند. در ادامه دریل به دوییت و همراهانش برخورده و بعد افراد نگان آنها را می یابند. گفتگوی دوییت شری و افراد نگان را بخاطر دارید؟

 

 

۲۰۱۶-۱۰-۳۰-۱۸_۰۴_۰۰-twd-s06e06-480p-twdfansir-com

 

آنها از بودن در گروه نگان،زانو زدن و ظالمانه زندگی کردن و کشتن آدم های دیگر خسته و فراری اند اما کسی که در جنگل پاسخ آنها را می دهد می گوید که دوییت و همراهانش باید بهای چیزی را گرفته اند(بنزین و وقتی که صرف دنبال آنها آمدن شده) بپردازند و در قسمت ۱۴ فصل ۶ می بینیم که این اتفاق افتاده است.

 

 

۲۰۱۶-۱۰-۳۰-۱۸_۳۵_۱۴-the-walking-dead-s06e14-rmteam-rapidmoviez

 

 

صورت نیم سوخته ی دوییت بهایی است که فقط بخاطر فرار از گروه نگان پرداخته است و اگر کمک دریل نبود بدون اینکه کسی از افراد نگان زخمی یا کشته شود خیلی زودتر از اینها گیر می افتاد. البته ما هنوز نمی دانیم مجازات دوییت فقط یه همین ختم شده یا خیر چرا که تکلیف شری در سریال مشخص نشده است و فقط او را در تیزر کمیک کن سن دیگو دیده ایم. شاید نگان اجازه ی ادامه ی ارتباط آنان را گرفته است و در واقع جدایشان نموده باشد. در هر صورت به زودی می فهمیم مجازات دوییت تا چه حد بوده است.

 

 

۲۰۱۶-۱۰-۳۰-۱۸_۰۴_۳۶-twd-s06e06-480p-twdfansir-com

 

 

در قدم بعدی ما نگان را از طریق موتورسوارانی که در جاده راه دریل،ساشا و آبراهام را به الکساندریا سد می کنند می شناسیم. آنها به اعضای گروه ما می گویند که همه چیزتان متعلق به نگان است. پس نگان کسی است که همه چیز را متعلق به خودش می داند. همچنین رئیس موتورسوران به آبراهام می گوید که آنها نباید به خصوص در مورد نگان سوال بپرسند و روش معرفیشان به این ترتیب است که با کشتن یکی از افراد طرف مقابل کار را شروع می کنند. با این حساب نگان و گروهش برای کشتن دیگران نیاز به دلیل ندارند و شیوه ی آنها این است که با کشتن شروع می کنند و با اعمال و رفتارشان خودشان به دیگران می شناسانند.

 

 

۲۰۱۶-۱۰-۳۰-۱۸_۱۷_۲۶-the-walking-dead-s06e09-480p_2

در قسمت یازده  فصل ۶ بعد دیگری از نگان برای گروه ما وقتی که یه هیل تاپ رفته اند شناسایی می شود، آن هم وقتی است که افراد هیل تاپ از تحویل وسایل به نگان بازگشته اند. یکی از این افراد به گرگوری می گوید که پیغامی از طرف نگان دارد و وقتی گرگوری می خواهد آن را بشنود،آن فرد با چاقو به او حمله می کند. بعد متوجه می شویم نگان تعدادی از کسانی را که برای تحویل وسایل رفته بودند کشته و یکی را گروگان گرفته و گفته است در ازای سر گرگوری پسش خواهد داد بهانه اش هم کافی نبودن وسایل تحویل داده شده به اوست. هیل تاپ و آن افراد نه جلویش ایستاده و نه کسی از افرادش را کشته اند اما نگان و گروهش به راحتی آنها کشته و زخمی کرده و وادار می کند برای نجات عزیزانشان دست به کاری که دوست ندارند بزنند. چرا اینکار را می کند؟ برای اینکه از جنگ روانی راه انداختن و شکنجه ی روحی کردن دیگران لذت می برد. وقتی از آن مرد می خواهد گرگوری را بکشد در واقع مثل این است که از او خواسته باشد خودکشی کند. او همیشه این عذاب را خواهد داشت که بخاطر خود و عزیزانش یک فرد بی گناه را کشته و این او را از چیزی که بوده دور و دورتر می کند و نگان این عذاب و درد دیگران را می خواهد.

موقعیت بعدی برای شناختن نگان پس از حمله ی گروه به یکی از پایگاه های او و اسارت کارول و مگی اتفاق می افتد. در این قسمت می بینیم که در بین افراد گروه نگان کسانی هم هستند که با اعضای گروه ما شباهت هایی دارند و به دلیلی از خدمت نگان دست نمی کشند اما مساله ی دیگری که بخشی از هویت نگان و گروهش را در این قسمت روشن تر می کند، قطع شدن انگشت شلی(زنی که مگی را بازجویی می کند) بخاطر دزیدن مقداری بنزین و رفتن دنبال جسد مردش است. نگان کسی است که به احساسات و خواسته های اعضای گروهش اهمیت نمی دهد و اگر بخواهند اقدامی برخلاف و یا بدون اجازه اش انجام دهند به شدت تنبیه هاشان می کند.

۲۰۱۶-۱۰-۳۰-۱۸_۲۹_۵۲-twd-s06e13-480p-twdfansir-com

پس آنچنان که در فصل ۶ به ما نشان داده می شود، نگان و گروهش برای هیچ کاری نیاز به دلیل ندارند و همین که تصیمم بگیرند انجامش می دهند. همچنین میزان تنبیه و برخوردهایشان فقط به تصمیم خودشان مربوط است نه کاری که افراد مقابلشان انجام می دهند. آنها هیچ اقدامی را بی جواب نگذاشته و حتی اگر کاری در مقابلشان صورت نگرفته باشد باز هم هر بلایی که دلشان بخواهد سر طرف مقابلشان می آورند. صورت یکی را سوزانده و انگشت دیگری را قطع می کند و افراد هیل تاپ را فقط بخاطر بهانه ی کم بودن وسایل به راحتی می کشد و مجبور به کشتن همدیگر می کند! در قسمت ۱۶ نیز می بینیم گروه مستقر در کتابخانه را قتل عام کرده و رئیسشان را با آن وضع می کشند.

۲۰۱۶-۱۰-۳۰-۲۲_۱۹_۴۳-the-walking-dead-s06e16-rmteam-rapidmoviez

نگان در مقابل گروه ما نیز به شیوه ی خاص خود عمل می کند و با وجود آسیب هایی که از طرف آنها دیده است قصد ندارد همه را قتل عام کند چرا که می داند چیزهایی بدتر از مردن هست که می تواند سر آنها بیاورد، مخصوصا اینکه لذت اینکار وقتی افراد مقابلش قدرتمند باشند برایش بیشتر است. او آبراهام را فقط بخاطر ایستادن روی زانوانش،خیره شدن در چشمانش و خودنمایی کردن مقابلش  انتخاب کرده و می کشد. ریک را بخاطر جمله ای که می گوید و نگاهی که دارد، در وسط زامبی ها می اندازد که احتمال مرگ در چنین موقعیتی زیاد است. از طرف دیگر او را وادار می کند دست کارل را قطع کند و به این ترتیب تمام شخصیت و عزتش را خورد می نماید و او را تا سر حد مرگ پیش می برد. د با این حساب چطور می توان توقع داشت نگانی که برای هیچ هم دیگران را آزار و مجازات می کند دخالت گلن در زدن مگی را بی جواب خواهد گذاشت؟  هر طور که حساب کنیم گلن بدون مجازات نمی ماند و شاید حتی نگان می خواست بدتر از آنچه کرد سرش بیاورد یعنی مگی را مورد اذیت و آزار قرار داده یا حتی بکشد تا گلن به این ترتیب مورد عذاب قرار گیرد. اینکه عده ای تصور کنند اگر دریل اقدامی نمی کرد گلن در امان می ماند،کاملا غلط است. نگان اگر می خواست در جواب کار دریل کس دیگری را بزند می توانست رزیتا را که او بخاطرش به نگان مشت زد بکشد اما بعد از ضربه ی دریل خودش را به گلن نزدیک می کند چرا که از قبل قصد جواب دادن به کار او را داشته است. مجازات دریل اسارت و شکنجه ی روحی ای است که نگان از این پس به او خواهد داد نه دومین مرگی اتفاق افتاد،اگر مجازات اقدام دریل مرگ دوم بود چرا دیگر باید او را به اسارت ببرند؟ بعد از مرگ دوم می بینیم که ریک با وجود چیزهایی که دیده است نگان را تهدید می کند، پس اگر آنها(گروه) اقدام دریل را دلیل مرگ دوم می دانستند ریک نباید هیچ گاه آن حرف را به نگان می زد و یا در آروی قصد می کرد با تبر او را بکشد اما این بخشی از شخصیت ریک است، او نمی تواند حتی در مقابل دشمنی که بر او غلبه کرده و در حال آزار دادنش است ساکت بماند. هر کس دیگر بود نیز در چنین موقعیتی نمی توانست ساکت مانده و فقط تماشا کند!

 

او یک ببر است!

 

برای درک بهتر اقدام دریل و چرایی درست بودنش بهتر است نگاه کوتاهی به آنچه که از او در موقعیت های مختلف دیده ایم بیاندازیم. در فصل اول جایی که دریل با شخصیت کنونی اش فاصله دارد و  با اینکه بخاطر جا گذاشتن برادرش چندان دل خوشی از گروه ندارد، حاضر می شود وقتی گلن گیر افتاد برای نجاتش از جانش مایه بگذارد و همراه ریک و تی داگ به آسایشگاه برود.

در فصل دوم نیز وقتی تی داگ موقع سر رسیدن زامبی ها زخمی می شود، دریل با اینکه می داند کلید دستبند دست او بوده است و نتوانسته از آن به خوبی محافظت کند، با اقدام به موقعش جان او را نجات می دهد. در ادامه او همراه ریک برای یافتن سوفیا تلاش می کند و وقتی گریه های شبانه ی کارول را می شنود،تاب نیاورده و با آن همه خطر پیرامونش برای یافتن سوفیا در دل شب راهی می شود و زمانی که همه حتی خود کارول از یافتن سوفیا ناامید شده اند او تنها کسی است که  ادامه می دهد و گاه و بیگاه به کارول نیز امید تزریق می کند.

در فصل سوم وقتی گمان می کند کارول مرده است، تنها و غمگین در بین سلول های زندان سرگردان است و احساس و دردش را با کسی در میان نمی گذارد تا اینکه کارول را پیدا می کند. او برای دیگران ناراحت شده،کمکشان کرده و دل به دردلشان می سپارد اما غم و دردهایش را برای خودش نگه می دارد. کسی که بیشتر از همه توانست به دریل نزدیک شده و به تنهایی اش نفوذ کند کارول است. او خیلی از زمان هایی که دریل می خواست تنها درد بکشد  کنارش قرار گرفت و سعی کرد با او حرف زده و آرامش کند و در مقابل نیز زمان هایی که کارول نمی توانست به کسی تکیه کند و یا قصد فرار از گروه را داشت دریل در کنارش قرار گرفت. بث نیز در اندک زمانی که با دریل بود توانست کمی به احساساتش نفوذ کرده و آرامش نماید. با این وجود باز هم دریل تنهایی های زیادی را تجربه کرده و برای خود خریده است.

در همان فصل سوم وقتی که جودث تازه به دنیا آمده نیاز به شیر دارد، بدون وقفه راه میافتد تا شاهد مرگی دیگر نباشند.

زمانی که با مرل از گروه جدا شده و می رود، حتی نمی تواند نسبت به غریبه ها بی تفاوت باشد و برای نجاتشان تلاش کرده و مقابل مرل می ایستد. و وقتی به دوییت و همراهانش که یکبار او را گروگان گرفته اند برمی خورد باز هم نمی تواند نسبت بهشان بی تفاوت باشد و کمکشان می کند.

او وقتی متوجه می شود مرل برای حمله به فرماندار رفته است به تنهایی و بدون اینکه کس دیگری را درگیر خطر کند به محل قرار می رود و با دستان خودش کار مرل را تمام کرده و برایش می گرید.

هنگامی که از بث جدا می شود یک شب تا صبح را پای پیاده دنبالش می گردد.

او حتی بخاطر مرگ دنیسی که تازه شناخته است تا آن حد بهم ریخته و برای کشتن دوییت رهسپار می شود.

او همیشه نگران ددیگران بوده و برای زندگی آنها تلاش کرده است، چرا که نمی تواند بی تفاوت بوده و حتی از غریبه ها نیز ناامید شود. هر چند که برخورد با دوییت کمی نظر او را در این ارتباط تغییر  داده است اما چطور می توان توقع داشت که در مقابل شکنجه ی روحی ای که نگان به رزیتا می دهد، فقط تماشا کرده و هیچ کاری نکند؟ این شخصیت با این ویژگی هایی که دیده و برشمرده ایم شکل گرفته است و اگر جز این عمل کند دیگر دریل نخواهد بود. همانطور که ریک بدون تهدید کردن نگان ریکی که می شناختیم نبود. دریل اینکار را انجام داد چون دریل است و باید انجام می داد.

اما چرا نگان او را نکشت، می توانست به جای دو، سه نفر را بکشد، او تهدید کرده بود که هر کس که در کارش دخالت کند را می کشد.  دلیلش همانطور که قبلا اشاره کردیم واضح است، او دوست دارد کسانی را که مطیعش نیستند به اطاعت واداشته و باشکنجه ی روحی شخصیتشان را از بین ببرد. همچنین دخالت دوییت و وقفه ای که بعد از اقدام دریل می افتد می تواند در این امر موثر باشد. در هر صورت نگان دریل را به واسطه ی دوییت بهتر از بقیه می شناسد و ممکن است از قبل برایش نقشه کشیده باشد.

 بعد از همه ی اتفاقات افتاده وقتی دریل را در ماشین می اندازند باز هم به مانند یک ببر وحشی که گرفتار قفس شده تقلا کرده و نمی تواند آرام باشد.

۲۰۱۶-۱۰-۳۰-۲۳_۰۵_۱۳-the-walking-dead-s07e01-rmteam-rmz

 

 

در جستجوی آرامش میان مردگان

یکی از نکات قابل توجه در این قسمت جایی است که ریک روی سقف آروی دراز کشیده و آنچه که اتفاق افتاده در ذهنش نقش می بندد. دنیای زنده ها و روابط آنها به جایی رسیده است که میان زامبی ها جایی برای یافتن آرامش،فکر و استراحت می شود.

hia8xcvhqu5sgm2ii9m6khy65at52xuu-206965

 

حتما بخاطر دارید که ساشا نیز وقتی پس از دست دادن تایریس و باب بهم ریخته و آشفته بود به میان واکرها و مرده ها پناه برد.

walking-dead-516-sleeping-with-walkers

بالهای دریل

 

 

به نظرتان دوییت با جلیقه ای که از دریل گرفته و به تن کرده است، خواهد توانست حداقل در جایی مانند ناجی گروه ما عمل کند؟ آیا خاصیت بالهای دریل بالاخره در او اثر خواهد کرد و یا کرده است و او منتظر فرصت است؟ در هر صورت اینکه این جلیقه در حال حاضر در تن دوییت است می تواند معنادار باشد و این مساله در آینده روشن شود. در مقابل  آیا دریل بدون بالهایش تغییر می کند و یا قرار است مقطعی این امر در موردش رخ دهد؟ نمی دانیم چه پیش می آید اما بالهای دریل زخمی تر از گذشته است و قاعدتا در حال حاضر توان پرواز ندارد.