در روزهای گذشته، شبکه AMC در صفحه اینستاگرامی خود، از تیتراژ فصل نهم رونمایی کرد که از لینک های زیر می توانید آن را دریافت کنید.

 

۴۸۰p

۷۲۰p

 

نکته قابل توجه، تم متفاوت آن است. در فصل های گذشته صحنه های واقعی از لوکیشن ها و لوازم صحنه و ابزارهای بازیگران نمایش داده می شد. از فصل اول که عکس های بازیگران در روزنامه و قاب عکس بود، تا فصل های سوم و چهارم که نمایی از شهرهای متروکه و زندان را نشان می داد. و فصل های بعدتر که نماهایی از “پناهگاه”، “الکساندریا” و … را دیدیم. اما این فصل اولین فصلی است که تیتراژ آن به صورت انیمیشن ارائه می شود.

تم کلی تیتراژ، برای گیم بازها، در ابتدا شاید یادآور بازی فوق العاده The Last of Us باشد. به خصوص در لوگوی پایان تیتراژ که رگه هایی از جلبک های سبز را در The Walking Dead می بینیم. اما اگر دوباره به تیتراژ نگاه کنید، رگه هایی از نوع گرافیک و انیمیشن بازی Into the Dead را هم می بینم.

محور بازی به این گونه است:

بازی از دید شماست. شما چشم باز می کنید و خودتان را کنار هلی کوپتری سقوط کرده می بینید (احتمالا خودتان هم در آن هلی کوپتر بوده اید و از سقوط نجات یافته اید)، اما خود را میان لشگری از زامبی ها هم می بینید، چاره ای برایتان نمی ماند جز دویدن، و این آغاز بازیست. شما نه سلاحی دارید نه همراهی؛ تنها در ابتدای بازی می توانید انتخاب کنید که سگ داشته باشید یا خیر. در تمام بازی باید از بین هزاران زامبی که در اطرافتان هستند بدوید. در حین دویدن و در حین جا خالی دادن از بین زامبی ها، می توانید از قبرهای سر راهتان (که دقیقا شبیه به قبرهای تیتراژ هستند) سلاح بردارید. سلاح هایی مانند کمان (شبیه کمان دریل)، کُلت، شاتگان، اره برقی که البته با ظرفیت محدود و پایین است. و ماجرا جایی سخت می شود که مهماتتان تمام شده و از قبرها فاصله دارید و باید در مزرعه ها و میان جنگل های انبوه (جنگل اطراف قبرها در تیتراژ) بدوید. این بازی هیچ پایانی ندارد و عاقبت شما در هر حال مرگ به دست زامبی هاست.

اما از شباهت بازی و تیتراژ که بگذریم، خود صحنه ها می تواند بیانگر نکاتی از فصل نهم باشد.

در ابتدا ما کلاغی را می بینیم که مشغول خوردن چیزیست. دقیقا همان کلاغی که در تیتراژ های گذشته به کار می رفت. همان کلاغی که در قسمت اول، وسط جاده ای که ریک در آن زخمی شد و به کما رفت نشسته بود. ممکن است این صحنه به صورتی شناسنامه گونه به کار رفته باشد، یا می تواند نمادی از حضور دائمی شیطان و شرّ، از ابتدای داستان تا به اینجا باشد.

بعد از آن ما در نمایی دورتر، متوجه می شویم که کلاغ ها روی همان درختی هستند که نگان و ریک درگیر شده اند. در ابتدا درخت بی برگ و بار است، اما کمی بعد سرسبز می شود. که خب، مسلما نشان دهنده این است که پرش زمانی در این فصل رخ داده و حداقل چند ماه از اتفاقات پایان فصل هشت گذشته.

همین اتفاق با نشان داده شدن روییدن گل های چروکی دریل روی دسته چنگکی که در جمجمه گیر کرده، و تیرها و کمان دریل که کنار آن روزی زمین است، گواهی بر تاکید روی پرش زمانیست. همچنین گواه اینکه، شاید نگاه ها در این فصل بیشتر روی دریل باشد. به خصوص وقتی جلوتر، موتور دریل به طور مشخصی نمایش داده می شود.

همچنین چاقوی کارول و شمشیر میشون، شاید نشان دهنده مثلث جدید رهبری ما در این فصل باشد.

نکته بعدی اما، شاید نشان دادن نقطه ضعف های مناطق امن باشد. تاکید روی خرابی دیوارها، و شکستگی حصارها، شاید گواهی بر این باشد که بر خلاف آنچه تصور م یشود و سیستم امنیتی بی نظیر در تاریخ سریال، شاید نقاط ضعفی برای نفوذ دشمن (زامبی یا زامبی نما) از دید ساکنین، دور مانده باشد.

آیا در این فصل شاهد اعمال قوانین مدنی و حقوقی هستیم؟ اگر آری، آیا این قوانین شامل مجاراتی مانند اعدام هم می شود؟ اگر نه، پس طناب داری که در انبار بزرگ پشت موتور دریل می بینیم چیست؟ آیا جوامع به این نتیجه رسیده اند که دشمنان و خیانتکاران یا مرتکبان جرم های خاص را اعدام کنند؟

اما نکته آخر، آیا هجوم دیگری از زامبی ها در راه است؟ آیا زامبی نماها در این هجوم دخالت دارند؟

در صحنه های آخر، وقتی ما از نمای نزدیک، چشم زامبی را داریم، در پشت سر آن، خیل عظیمی از زامبی ها دیده می شوند. وقتی دوربین دور زامبی پیش قراول میچرخد، می بینیم که آن ها به سمت یکی از مناطق امن در حال پیشروی هستند. و در بین لشگر عظیم پشت سر، برای چند ثانیه، چند زامبی به رنگ قرمز در می آیند.

آیا آنها همان زامبی نماهای نجواگر هستند که به نحوی لشگر زامبی ها را به سوی جوامع راه انداخته اند یا دست بر قضا و از روی بدشانسی با مناطق امن ما رو به رو شده اند؟