سریال واکینگ دد

آخرین خبر

تاریخ پخش قسمت بعدی ترس از مردگان متحرک

ثانیه                دقیقه                ساعت                 روز

2018 06 11 5 30 00

نام قسمت بعدی

No One\'s Gone

خب بازم یه روز دیگه و یه قسمت دیگه و یه خاطرات دیگه:

قسمت S01E03:

مرل بدبخت که جاش گذاشته بودن یه ذره (کلی) چرت و پرت به ریک میگه و سعی می کنه خودشو آروم نشون بده که یه دفعه چشمان زیبایش به آسمان خیره می شود:

۱

آقا یه دفعه ترس کل وجودشو فرا می گیره
سعی می کنه با کشیدن دست خودش ، دستشو از تو دستبند در بیاره ولی موفق نمیشه
تو همین حین یه چند تا واکر میان پشت در پشت بوم که تی داگ بسته بود رو میگیرن
مرل که دیگه وقته سکته رو بزنه
شروع می کنه گریه و زاری کردن
مرل:خدایا غلط کردم.کمکم کنم.مسیح منو نجات بده از این بدبختی.من بدبختم.من بیچاره م و…
یه ذره دور و ور رو دید میزنه:

۲

آشغال چشمای نافذش میفته یه اره دستی ، کل حرفاشو پس میگیره
کمربندشو فرت و فرت و فرت برای اره میفرسته:

۳

و بعدشم تیتراژ و سرنوشت نامعلوم مرل
ریک و گروه یه نفس راحت می کشن که آخی خوب شد زدیم به چاک
ریک قیافه شو می گیره که مثلا برای مرل ناراحته
مورالس که قیافه درهم ریک رو می بینه بهش میگه زیاد خودتو ناراحت نکن.اون آشغالی بود واسه خودش.باید جا می موند.هیچ کی از برگشتنش خوشحال نمیشد.البته به جز برادر کوچیکش دریل

۴

گلن هم این وسط با ماشین خوگشلش میاد سبقت ممنوع میگیره و د بدو که رفتیم…

در کمپ:

این لوری گیر داده به کارل و داره به زور موی سرش رو کوتاه می کنه (مگه زوره احمق.از کوتاه کردن موی سر متنفرم):

۵

شین که اونجا نشسته و با شاتگانش ور میره یکم پاچه خواری کارل رو می کنه:
شین:فردا شکار غورباقه رو نشونت میدم:

۶

کارل:به چه دردمون میخوره تو این اوضاع مسخره؟
شین:تا حالا پای غورباقه خوردی؟من عاشقشم
کارل و مامیش:اه چه حال بهم زن
شین:وقتی کنسرو های قورمه سبزیتون تموم شد مجبورید قورمه غورباقه بخورید

۷

صدای ماشین گلن از دور شنیده میشه
دیل فضول سریع دوربینش رو میندازه ببینه کیه که انگار عروسی شده و داره با سر و صدا میاد:

۸

گلن میاد و پیاده میشه
دیل:هی بچه ژیگول.اون لعنتی رو خفه کن تا نیومدم خودتو خفه کنم

۹

گلن:به جون مادرم بلد نیستم.وگرنه خاطر اعلی حضرت رو ناخوش نمی کردم
شین میزنه صدای ماشین رو میبره
همه به گلن:بقیه کجان؟
گلن به همه:دارن میان پشت سرم بودن
شین:کثافت بی شعور ، دنبال ماشین عروس کرده بودی که اینطوری اومدی؟الان اگه واکر ها شنیده باشن چه غلطی بکنم (جون دوست)
دیل:مشکلی نیست داش.تو ای مکان گنده ما رو چطور پیدا می کنن؟
که بقیه هم سر میرسن.
اندریا و ایمی انگار ۳۰ ساله همدیگه رو ندیدن:

۱۰

۱۱

مورالس هم میره کنار خانواده ش
کارل غصه میخوره که من بی کس و تنها افتادم.بابام رفت و گذاشتم جا
لوری سعی می کنه آرومش کنه
شین:همه تون سگ جونید.چطوری فرار کردید؟
گلن:یه کلانتر کمکمون کرد.کثافت خیلی باهوشه
مورالس:هی پسرک بیا بیرون خجالت نکش.همه خودمونین

ریک میاد بیرون از ماشین:

۱۲

شین و کارل و لوری ریک رو می بینن.
ریک هم شین و کارل و لوری رو می بینه

هنگامی که داشتم می نوشتم این مطلب رو (چون سریال رو می بینم و همزمان کار می کنم که سکانس ها رو جا به جا نزارم) گلاب به روتون خواستم برم مستراح.زدم استوپ که با این صحنه رو به رو شدم:

۱۳

کنجکاو شدم صحنه رو زوم کردم:

۱۳

۱۴

۱۵

این قیافه رو که دیدم دیگه از ترس مستراح نرفتم.

کارل و لوری میرن میپرن بغل ریک:

۱۷

لوری بد شین رو نگاه می کنه:

۱۶

شب در کمپ:

ریک میشینه ماجرا رو از سیر تا پیاز برای همه تعریف می کنه (تو این بی تلویزیونی و بی رادیویی شنیدن یه داستان اکشن و ترسناک براشون خالی از لطف نیست)
لوری هم که مثل چسب چسبیده به ریک:

۱۸

کارل بی شعورم مامیشو ضایع می کنه:مامی می گفت گور به گور شدی بابا
ریک:هرکس هم بود فکر می کرد من مردم

۱۹

لوری:اوضاع خراب شد و بهم گفتن همه بیمارستان رو به آتلانتا انتقال میدن.منم فریبشون رو خوردم (در واقع فریب شین رو خورده)
ریک:شین ممنونتم.مدیونتم.خاک زیر پاتم.جون لوری و کارل رو به تو مدیونم
اد اونطرف مهمونی گرفته و آتیشو تا آخر زده
شین:آشغال نفهم شعله آتیش رو کم کن
اد:از دستم میاد.سردمه
شین:چه گفتی؟
شین میره بالا سر اد:

۲۰

اد:باشه غلط کردم میخواستم جلو این تازه وارده خودمو نشون بدم که فردا سوارمون نشه
اد میزنه شعله ها رو کم می کنه
شین:دیگه نبینم رودار بازی در بیاری
شین میاد سر جای اولش میشینه
شین:در مورد دریل دیکسون مغز های کندتون رو کار انداختین؟

۲۱

تی داگ:خودم بهش میگم
گلن:کاکو سیاه تو نگی بهتره.یه سفید باید بهش بگه
ایمی میتونیم بهش دروغ بگیم.
اندریا:یا حقیقت.اون دیوونه قابل کنترل نبود دیگه

۲۲

تی داگ:من زدم در پشت بوم رو قلف کردم.مرل باید هنوز اونجا باشه:

۲۳

شب هنگام در چادر ریک اینا (فقط به تصاویر بسنده کنید و بس):

۲۴

۲۵

۲۶

۲۷

۲۸

۲۹

صبح ریک از خواب پا میشه:

۳۰

با کارول سلام علیک می کنه.
کارول:لباس هاتو شستم
ریک:ممنونم از محبتتون
ریک میره احوال گلن رو بگیره
ریک:هی گلن چی شده؟پکری
گلن:تو تو تو تو تو تو تو (صدای نچ نچ).جون من ببین ریک.عین لاشخور افتادن جون ماشین گلم
ریک:شاید یه روزی یکی دیگه دزدیدیم.غصه نخور

۳۱

ریک میره با لوری سام علیک میکنه
ریک:میخوام برم اون یارو رو نجات بدم تو آتلانتا
لوری:این یه راه احمقانه برای خودکشیه
تا اینکه:ییییییییوووووووههههههههههه (صدای جیغ)

۳۲

همه میدون میرن با این ایکبیری رو به رو میشن که داره یه آهو رو واس صبحونه میل می کنه:

۳۳

۳۴

۳۵

اینام میریزن سرش تا میخوره میزننش (توجه:مشت اول رو ریک میزنه.مشت اول ۱۰۰۰)

۳۶

۳۷

آخر سر دیل میزنه کله رو از بدن جدا می کنه (آخ که دلم واسه واکره سوخت.بگم بروسلی بیاد حالتونو بگیره که مظلوم گیر نیارید؟؟)
یهو صدا از تو بوته ها میاد (عین این کارتون ها)
می بینن بله حاج دریل دیکسون خودمونه
همین که میاد یه فحش خانوادگی نثار واکره می کنه (عجب.بابا دهان که آشغال دونی نیست هرچیزی از توش در بیاد)
بعدش میگه:لعنتی اون گوزن من بود کیلومتر هاس دنبالشم (خوب بود نگفت مایل ها).
دریل هم با پا کلی از خجالت واکره در میاد:

۳۸

میگه:به نظرتون میشه جاهای تمیز و دست نخورده شو خورد؟
شین:من که ریسک نمیکنم

۳۹

دریل:ده دوازده تایی سنجاب دارم.فکر کنم برای گروه بس باشه (اسیر مرامشم.رفته با کلی دردسر سنجاب گرفته میخواد با همه تقسیمش کنه)
تو همین لحظه کله بریده شده واکره به حرکت در میاد
دریل:این همه جمعیت چه غلطی می کردید؟باید مغز بزنید نفهم ها
میزنه با کمونش زامبیه رو حالی به حالی می کنه

۴۰

میره داخل کمپ

دریل:مرل تن لشتو بیار بیرون که چندتا سنجاب ردیف کردم.
شین:دریل صبر کن راجع به مرل صحبت کنیم.یه اتفاقی تو آتلانتا افتاد
دریل:مرده؟
شین:نمیدونیم
دریل:مرده یا نمرده غیر این دو حالت که نیست؟
ریک:نمیشه با اطمینان گفت
دریل:تو دیگه کی هستی؟

۴۱

ریک:ریک گرایمز
دریل:ریک گرررررراااااااییییییممممممزززززز (عجب کششی).حرفی داری با من بزنی؟
ریک:برادرت خطری بود.بستمش رو پشت بوم.هنوزم اونجاس
دریل:وایسا وایسا وایسا وایسا.بزار یه دودوتا چهارتا کنم.داری میگی دستبندش زدی و همونجا ولش کردی؟
ریک:آره
دریل میاد با ریک درگیر شه که شین مانع میشه.

۴۲

ریک و شین (عجب تیم خوبی) یه نیمچه حسابی از دریل میرسن.
ریک:برادرت ساز خودشو میزد و با بقیه هماهنگ نبود

۴۳

تی داگ:تقصیر ریک نیست.کلید دست من بود.از دستم افتاد
دریل:نمیتونستی برش داری؟
تی داگ:افتاد تو آبگیر پشت بوم (تف به این شانس).ولی این میتونه حالتو بهتر کنه که در پشت بوم رو قفل کردم و هنوزم مرل زنده اونجاس (مرل جون سگ داره).
دریل:فقط بگید کجاس برم نجاتش بدم (یه نفری در برابر یه شهر واکر)؟
ریک:من راهو بهت نشون میدم (راهنما شده).

۴۴

ریک لباس افسریشو تن می کنه که مرحله اول شین گیرش میاره که منصرفش کنه

۴۵

۴۶

ولی موفق نمیشه
ریک میره به گلن میگه:عزیزم تو هم با من بیا من تحمل دوریتو ندارم
گلن:چشم قشنگم باهات میام

۴۸

لوری میاد ریک رو پشیمون کنه

۵۰

لوری جلو جمع:آخه مرل ارزش جونتو داره؟مرل ارزش جون هیچ کس رو نداره
دریل:ممنون از اینکه مرل رو آدم حساب می کنی
لوری:قابلی نداشت

۴۹

ریک:من میرم.میرم میرم میرم بدون گلوله.میرم میرم میرم به خاطر مرل.میرم میرم خداحافففففظظظ
ریک حرفشو به کرسی مینشونه (بخاری نیست رو اون بنشونه؟)
تی داگ میگه:منننممم میااامممم (لحجه پنجعلی معمولی)
ریک:باشه تی داگ جان.تو رو هم با خودمون می بریم (با لحجه نقی)
ریک میره یه گاز انبر برای قلف پشت بوم از دیل قرض بگیره:

۵۱

حالا مگه این گاز انبر رو میده خسیس (عین خودم خسیسه)
یه قرار داد ترکمنچای با ریک امضا می کنه بعدش گاز انبر رو میده
حالا شاه می بخشه شاه قلی خان نمی بخشه
جیم:بیا معامله رو چاق ترش کنیم وقتی برگشتی اجزای ون ت مال من ، ردیفه؟

۵۲

ریک:اگه برگشتیم کل هیکل ماشین مال تو
دریل اعصاب خراب تو ماشین:هی آشغالا.میاین یا بیارمتون؟
ریک عین فیشک میره سوار بشه (ترسیده از دریل)
شین:ریک فشنگ داری؟
ریک:به ارواح خاک پدر و مادرت نه!!!!!

۵۳

شین خوب کیف اسلحه هارو زیر و رو می کنه آخرش ۴ تا فشنگ در میاره میده ریک!!!!! (قررررربوووون دست و دلبازیت برم)
ریک سوار میشه و ۴ تا فشنگ رو در جای خودش قرار میده:

۵۴

راه میفتن میرن.
لوری داخل چادرشون میشه
کارل:مامی نترس بابا از پسش بر میاد.

۵۵

ریک و بقیه میرسن شهر و بقیه راه رو پیاده میرن:

۵۶

کارل و شین دارن ماهی ببخشید غورباقه می گیرن (آبزی قحطی بود؟)

[one_half_last]۵۷

شین گند میزنه تو کار و خودشو خیس می کنه (فکر بد نکنید)

۵۹

اون طرفم خانوما دارن لباس میشورن و میز گرد تشکیل دادن  (وای وای وای… میز گرد غیبت  :-D  فقط یه دیس سبزی کمه!!!)

۵۸

لوری میاد کارل رو بر میداره و میره
این وسط یه گوش مالی حسابی به شین میده
لوری:مرتیکه مگه نگفتی شوهر من مرده؟هان؟
شین:به جان خودم من رفتم تو بیمارستان مرده بود ریک
لوری:گمشو دروغ گو.این عممه اینجاس؟دیگه دور و بر خانواده م نبیمنت

۶۰

شین بعد رفتن لوری (هنگامی که یار تو را در فراق تنها می گذارد):

۶۱

در آتلانتا:

ریک و گروه میرسن ساختمون و یکی دو تا واکر می کشن (البته دریل میکشه)

۶۲

۶۳

در کمپ:

همچنان در حال لباس شستنن خانوم ها

۶۴

که یه قوزمیت (اد شوهر کارول) میاد مزاحم میشه (بازم فکر بد نکنید).کارول رو میزنه (دست بزن داره آشغال)
شین که بدجور از دست لوری کفری ه میاد هرچی زور تو بدنشه سر اد خالی می کنه:

۶۵

در آتلانتا:

ریک و گروه میرسن پشت بوم
می بینن مرل غیبش زده
دریل یه صحنه رو می بینه میگه:No,No,No …. و این No گفتن همچنان ادامه دارد.(میگن دریل انقد تو این سکانس گفته No که زدن حذف کردن ۹۹ درصد No هاشو)

۶۶

بعد معلوم میشه دلیل No No گفتن دریل چیه:

۶۷

۶۸

درباره ی نویسنده : Dean Winchester

Saving people , Hunting things , The family business

  • درج دیدگاه
  • دیدگاه

شما باید وارد سایت شوید تا میتوانید دیدگاه دهید.

[popuppress id="19960"]