سریال واکینگ دد

آخرین خبر

تاریخ پخش قسمت بعدی مردگان متحرک

ثانیه                دقیقه                ساعت                 روز

2018 02 26 5 30 00

نام قسمت بعدی

Honor

آغاز، این بار از زاویه ای جدید

بالاخره بعد از ماه ها انتظار اپیزود ۸۰۱ که من اسمش رو گذاشتم SUPER 100 شروع شد! همه ما منتظر دیدنش بودیم و اون هایی که فن های دو آتیشه هستند از همون هفته های اول پایان فصل قبل درگیر فرضیه سازی و فکر و بحث درباره آینده دنیای مردگان در فصل ۸ بودن البته امیدوارم که اسپویل های این فصل رو نخونده باشین! خب بالاخره انتظارها به پایان رسید. بی مقدمه شروع می کنیم به نگاهی دقیق تر به این قسمت، امیدوارم لذت ببرید و البته که ما رو هم از نظرات زیباتون بی نصیب نگذارید.

**این مطلب حاوی ۱۰۰% اسپویل از اپیزود ۸۰۱ دنیای مردگان متحرک است**

.

.

.

.

اپیزود ۱۰۰ سریال، به نحوی گریزی بود به ۱۰۰ قسمت پیش تر، یعنی قسمت اول از فصل اول، اینکه ریک از کجا به اینجا رسیده، اونجا که کارل با خودرو به محلی میرسه که سوختی تهیه کنه و صدایی میشنوه، خم میشه و کلاهش رو بر میداره و از زیر ماشین پاهای طرف مقابل رو می بینه و به طرفش میره، همه و همه به اضافه دخترک واکری که ریک با تبر سراغش میره ما رو به یاد اپیزود اول سریال و اولین واکری که ریک در سریال کشت (Summer) میندازه اما یک نکته خیلی خاص هست و باید بهش توجه کرد، اینکه ریکِ پسر(کارل) به همون دیدگاهی که پدرش شروع کرده بود رسیده، اینکه همه آدما خطرناک نیستن، دیدگاهی که مورگان هم تا اواخر فصل پیش دنبال می کرد و همه ما دیدم اشتباهه. به هر حال هم گرایمزها و هم ما هنوز هم نتونستیم به جمع بندی برسیم که آیا راه دیگه ای هم برای بقاء هست یا نه، اصلا من این تعلیق رو خیلی دوست دارم، تشبیهی از دنیایی که هیچ منطقی نداره حتی منطق جنگل!

در ابتدای این اپیزود، ما ریک رو می بینیم، اما قطعا این ریک اونی نیست که ۶ ماه منتظر دیدنش بودیم! این ریک ضعیف و خسته است و انگار شدیدا آسیب دیده، نور رنگی روی چهره اش و نگاه خسته و مستاصلش آدم رو به فکر می ندازه خصوصا وقتی فورا همون سکانس عذاب آور و روی اعصابه عصا و گل و ریک پیرمرد رو نشون میده! به شخصه فکر کردم تیر خورده یا بدتر در حال مرگه و نگان یا یکی دیگه از گروهش بالای سرش ایستادن اون نور هم بازتاب نور از ساعت مچی اینها ست مخصوصا وقتی اون نمای بسته از ساعت رو نشون میده، اما با دیدن ساعت ۸٫۲۰ دقیقه به فکر افتادم که اگر هم قرار باشه اتفاقی افتاده باشه احتمالا مربوط به اپیزود ۸۰۲ خواهد بود(بماند که سکانس پایانی هم تایید کرد که تکلیف این صحنه در قسمت بعد روشن خواهد شد)- اگر خاطرتون باشه یک ایستراِگ در اپیزود ۵۰۱ بود که اونجا هم اعداد ما رو بازی می دادن!

سکانس های پراکنده ابتدای اپیزود، مشخصا برش هایی از مقاطع زمانی مختلف هستند اما نکاتی کلیدی رو دنبال می کنن، حتی همون دیالوگ آخر ریک : بخشش بر خشمم غلبه خواهد کرد! تمام این اپیزود جدال اصلی ریک رو با خشمش نشون میده، اما همینجا بد نیست بگم که آیه ای که اون پناهجو برای کارل خوند و ریک هم با گفتن همون جمله این اپیزود رو تموم کرد چیه و از کجا اومده، آیه ۳۷ سوره شورا در قرآن کریم که میگه: وَالَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ- یعنی:  آنان که از گناهان بزرگ و زشتکاری می‌پرهیزند و چون (بر کسی) خشم و غضب کنند (بر او) می‌بخشند. اون دیالوگ برداشتی آزاد از این آیه اس، به همین دلیل هستش که معتقدم ریک احتمالا برای تصمیمی که میخواد بگیره داره به خودش تَشر میزنه که حواسش باشه خشمش بر منطقش پیروز نشه. اما اون تصمیم چیه که اینقدر مهمه که ریک رو وادار به جدل درونی کرده؟ شاید زندانی که مورگان ساخته بالاخره قراره پذیرای زندانی ای به بزرگی نگان بشه و ریک برای تصمیمی که قراره در قبال نگان بگیره داره با خودش مذاکره میکنه!!!

وضعیت ریک دیگه مثل فصل پیش متزلزل نیست، با تمام وجود تصمیم داره کاری که قولش رو دوبار به نگان داده انجام بده، موضوع اما انگیزه ریک هستش! دیالوگ گابریل: این موضوع در مورد تو نیست، در واقع تلنگری به ریک هستش که موضوع رو شخصی نکنه، ترساندن و فراری دادن پناه جو، سادیستیک کشتن اون ناجی توسط واکر دقیقا بعد از جملات تحریک کننده ای که در مورد ریک و خانوادش گفت، جِر زنی ریک در شمارش معکوس و شلیک مدام ریک به اتاقکی که نگان بعد از سقوطش اونجا پناه گرفته و… همه اینها آدم رو به این فکر میندازه که ریک به شدت درگیر ماجراهای فصل قبل و از دست رفتن دوستانش و از اون مهم تر نابود شدن جبروت و صلابت خودشه و شاید کنار انتقام و نابود کردن ناجی ها یه جورایی دنبال اعاده حیثیت هم هست، قطعا دیالوگ آخر اپیزود مال بعد از تمام این اتفاقات هستش، به هر حال امیدوارم بعد از پایان این جنگ، ریک به حرفش عمل کنه و رهبری رو کنار بزاره و از مگی پیروی کنه!!! باید حداقل یک هفته دیگه برای کشف این موضوع صبر کنیم. اینجا حیفم میاد از اون سکانس شمارش معکوس ریک نگم که به طرز مضحکی نگان رو مسخره کرد- یادتونه همین شمارش رو نگان کِی انجام داد؟ اینبار اما همه چیز برای نگان متفاوت از آب در اومد.(پ.ن: امیدوارم کارکتر جدیدی که تو این اپیزود معرفی شد برادری خودش رو ثابت کنه وگرنه هم ریک و هم کارل و هم ما! از اینکه گذاشتن زنده بمونه پشیمون خواهیم شد)

سخنرانی ریک در کنار کینگ و مگی با جملات تاثیرگزار و محکم در ابتدای اپیزود به ما نوید یک جنگ تمام عیار و پیروزی قاطع رو میده، اتحاد الکساندریا، هیلتاپ و کینگدام تنها راهی هست که ما رو به آینده این جنگ نابرابر خوشبین می کنه. وقتی می بینیم سلاح رو هیلتاپ می سازه، نقشه رو الکساندریا میکشه و کینگدام اون رو عملی میکنه متوجه میشیم این اتحاد گسستنی نیست و رجز های نگان و خط و نشان گرگوری نمی تونه مردم رو از تصمیمی که گرفتن منصرف کنه. از همون اول ماجرا که تیم ما داره تمرین میکنه کاملا مشخصه که با یک نقشه تمام عیار طرفیم و نگان که هیچ حتی یوجین هم با اون استعدادش نمی تونه ازش سر در بیاره، جملات مگی که نقشه رو بارها تمرین کردیم به ما خاطری آسوده میده که لااقل تو این اپیزود قرار نیست خیلی غافلگیر بشم و عزیزی رو از دست بدیم(هر چند که من اینو خیلی خطرناک می دونم چرا که به نظرم این اپیزود پاداشی به هواداراس و کرکمن نمی خواد ۱۰۰مین اپیزود با یک خاطره تلخ ماندگار بشه اما در آینده چه خواهد شد هیچکس خبر نداره!)

توی پرانتز بگم که تو این فضای پر التهاب، من درگیر آرامش تارا هستم، با اون عینک ویفر رنگی که تو اپیزود ۷۰۶ پیداش کرد و اون چوبی که دهنشه و لحنش که هیچوقت بوی استرس نمیده، عاشق شخصیت این بشرم من!

ایستادن ریک بر سر مزار عزیزان مون که هنوز دلمون براشون می تپه و فراموششون نکردیم، ما و اون رو امیدوارتر میکنه که مسیری که میریم درسته، اینکه دنیا باید مال ما باشه و این وسط هر کس به جز یکی! تسلیم شد و خواست زندگی رو با ما شریک باشه می پذیریمش و هر کس تسلیم نشد از سر راهمون برش میداریم…

موندن کارل و میشون و رزیتا در خانه، شاید با این بهانه باشه که اونجا رو نباید ول کرد اما دلیل اصلیش اینه که همگی در آخر فصل پیش به نحوی آسیب دیدن. میشون ظاهرا دیگه نشانه ای از زخم های ۷۱۶ نداره که این نشون میده مدتها فاصله زمانی بین ۷۱۶ و ۸۰۱ بوده و در این مدت قطعا گروه با اطلاعات جاسوسی دوایت تونستن از حملات احتمالی ناجی ها جون سالم به در ببرن. شیوه ی نامه نگاری قرون وسطایی دریل و دوایت اونقدر جالب و امن هست که از همون اول بهش ایمان پیدا می کنیم و مطمئن می شیم دوایت دنبال هرچی باشه دنبال خیانت به ریک نیست. از نقش پر رنگ دوایت تا اینجای ماجرا به هیچ عنوان نمی تونیم چشم پوشی کنیم، قطعا گِرا های اون باعث شد که نقشه ریک اینقدر بی نقص پیش بره(لااقل تا اینجا!)

نقشه حمله بسیار استادانه طراحی شده، حتی روبان های نارنجی و سبز به بازوی افراد نشون از پیچیده بودن کار و تقسیم دقیق وظایف هست، دیدن کارول سرِپا، مورگانِ عاقل، دریل باهوش در یک تیم، اونقدر دلچسب هست که جای خالی ساشا رو برامون پر کنه اما اونجا که نگان مشغول سخنرانی و فحاشی به گروهه کاملا جای خالی ساشا رو احساس می کنیم که اگه بود با اسنایپرش همه ما رو از شر نگان خلاص میکرد، کاری که کل گروه با کلی سلاح نتونستن از اون فاصله نزدیک انجام بدن! جای ساشا واقعا خالی بود، امیدوارم نبودن ساشا باعث نشه ریک مجبور بشه برای بار سوم در مقابل نگان اون رو تهدید به مرگ کنه!!!

ارتش واکرها وارد میشود! بازیگران اصلی سریال که از ۶۱۰ تا الان اینقدر پر رنگ ظاهر نشده بودن اینبار به کمک گرایمزها میان و این یکی از نقاط عطف سریال در این فصل هستش، همه می دونستیم که ریک وقتی تو ۶۰۹ گفت واکرها رو نگه داریم یه زمانی به درد مون می خورن فکر روزی مثل امروز رو می کرد که بدون حتی یک قطره خون کمپ اصلی نگان ویران بشه، البته که سازندگان هم قول همچین اتفاقی رو داده بودن! بچه ها جای شماها هم واقعا خالی بود!

کمپ ها و برج های دیدبانی نگان یکی بعد از دیگری سقوط کردن و گروه ما با موفقیت به سمت پیروزی پیش میره اما باز هم اعتقادات و ترحم گابریل که همیشه کار دستش داده به دردسرش می اندازه، هر چند که به شخصه هیچ نگرانی از بابت اون ندارم و مطمئنم از پسش بر میاد. امیدوارم باقی ماجرا هم به همین خوبی پیش بره و خونی از گرایمزها نریزه، هر چند که هم به کرکمن و هم به دنیای مردگان هیچ اعتمادی ندارم!!!

پیروز باشید

 

2-2 بخشش یا خشم، مسئله این است! (تحلیلی بر جدالِ ۸۰۱)

 

درباره ی نویسنده : Pezhvak

! We are The Walking Dead

  • درج دیدگاه
  • دیدگاه

[popuppress id="19960"]